سلام پیپر | جامع ترین سایت تحقیق درسی و دانشگاهی

ترجمه به روزترین مقالات برق | با کلیک روی عنوان انگلیسی و فارسی میتوانید به ترتیب مقاله و ترجمه آن را دانلود کنید

سلام پیپر | جامع ترین سایت تحقیق درسی و دانشگاهی

ترجمه به روزترین مقالات برق | با کلیک روی عنوان انگلیسی و فارسی میتوانید به ترتیب مقاله و ترجمه آن را دانلود کنید

جامع ترین سایت تحقیق درسی و دانشگاهی
جدید ترین مقالات برق همراه با ترجمه جهت استفاده عموم در سایت قرار گرفته است.
مرجع ترجمه به روزترین مقالات برق مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد
درس های بازار برق؛بهره برداری از سیستم های قدرت؛کنترل توان راکتیو؛مباحث ویژه،قابلیت اطمینان در سیستم های قدرت؛توزیع انرژی الکتریکی و .....
همچنین این سایت در زمینه مقاطع تحصیلی پایه در راستای قرار دادن تحقیق های دانش آموزی به صورت رایگان نیز حسن عملکرد خود را در طی سالیان قبل اثبات کرده است.
این سایت تقریبا تمامی موضوعات تحقیق های درسی پایه های ششم،هفتم،هشتم،نهم را دارا می باشد.
بزرگترین مرجع تحقیق دانش آموزی پایه های ششم تا نهم،تحقیق درس کار و فناوری،تحقیق درس هنر،تحقیق درس اجتماعی و.....

کلمات کلیدی

تحقیق درسی

دانلود ترجمه مقاله 2020 برق

مقاله2020 درس کنترل توان راکتیو

مقاله کنترل توان راکتیو

مقاله درس کنترل توان راکتیو ارشد

مقاله درس کنترل توان راکتیو

مقاله برق در مورد درس کنترل توان راکتیو

درس کنترل توان راکتیو با ترجمه فارسی

دانولد رایگان مقاله در مورد درس کنترل توان راکتیو با ترجمه فارسی

دانلود مقاله درس کنترل توان راکتیو

دانلود رایگان مقاله درس کنترل توان راکتیو

دانلود رایگان مقاله برای درس کنترل توان راکتیو با ترجمه

دانلود رایگان مقاله انگلیسی2020درس کنترل توان راکتیو با ترجمه

دانلود رایگان مقاله انگلیسی کنترل توان راکتیو

دانلود رایگان مقاله انگلیسی درس کنترل توان راکتیو با ترجمه فارسی

دانلود رایگان مقاله انگلیسی درس کنترل توان راکتیو با ترجمه

دانلود رایگان مقاله انگلیسی در مورد کنترل توان راکتیو با ترجمه

دانلود ترجمه مقاله درس کنترل توان راکتیو

دانلود رایگان مقاله انگلیسی درس بازار برق با ترجمه فارسی

دانلود مقاله بازار برق

دانلود رایگان مقاله انگلیسی درس بازار برق

دانلود ترجمه مقاله درس بازار برق

مقاله درس توزیع انرژی الکتریکی ارشد

مقاله درس توزیع انرژی الکتریکی

مقاله توزیع انرژی الکتریکی

مقاله برق در مورد درس توزیع انرژی الکتریکی

درس توزیع انرژی الکتریکی با ترجمه فارسی

دانلود رایگان مقاله درس توزیع انرژی الکتریکی

دانلود رایگان مقاله برای درس توزیع انرژی الکتریکی با ترجمه

دانلود رایگان مقاله انگلیسی درس توزیع انرژی الکتریکی با ترجمه فارسی

۲۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:صادرات و واردات
نام دبیر:
خانم سلیمانی
گردآورندگان:
نازنین همایون زاده
فرشته شاهی
نام مدرسه:شهید عیسی وند




بهمن ماه 95

چکیده
استراتژی صادرات به ارسال کالاها به مکان‌ها یا کشورها ی دیگر برای فروش یا معاوضه‌است، در اقتصاد، یک کالای صادره یا هر کالای خوب از یک کشور تا کشور دیگر در یک شیوه مشروع، به طور نمونه برای استفاده در صنعت جا به جاشده‌است،
واردات (به انگلیسی: Import) به کالاهایی که در کشور یا کشورهایی ساخته و یا فراهم شده و از راه تجاری به یک کشور دیگر وارد گردد، واردات گفته می‌شود، معمولاً چون تهیهٔ پاره‌ای کالا برای برخی کشورها امکان‌پذیر نبوده و یا از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمی‌باشد، لذا آنان با استفاده از کالاهای وارداتی نیازمندی‌های خود را تأمین می‌کنند،
مقدمه
نظریه برتری نسبی در طول ربع اول قرن ۱۹م در نوشته‌های اقتصاددانان کلاسیک حقیقت پیدا کرد، مادامیکه دیوید ریکاردو بیش‌ترین نظر را با پیشرفت نظریه داشت (در فصل اساسش از اقتصاد سیاسی، ۱۸۱۷،) بامس میلز و رابرت تورین نظرات مشابه را ارائه کردند، نظریه بیان می‌کند که همه طرفین در یک محیط حرفه نامحدود سود را به حد اعلی می‌رسانند حتی اگر مزیتهای مطلق تولید بین طرفین وجود داشته باشد، در مقابل سیاست بازرگانی، اول بدنه قاعده‌دار وفادار به تجارت بین‌المللی، در طول قرون ۱۷ام و ۱۸ام در اروپا پدیدارشد، مادامیکه نگاه‌های بسیار از این مکتب فکری به سطح متفاوت می‌آیند، معمولاً یک هدف کلیدی حرفه یک تراز تجاری مثبت را قرار بود ترویج بدهد، با مراجعه‌به زمانی که ارزش کالای داخلی صادر شده از ارزش کالای خارجی وارد شده جلو می‌زند و به نوبت میزان مساعد یک تعادل تجاری مازاد به وجود می‌آورد، طرفداران سیاست بازرگانی سیاست حکومتی را پشتیبانی کردند که جریان تجارت را ترتیب بدهد که با عقایدشان مستقیماً مطابقت کند، آنها یک دستور کار شدیداً طرفدار سیستم مداخله دولت در امور اقتصادی را جستجو کردند، با استفاده از مالیاتهای حرفه که تعادل تجاری یا ترکیب کالا را به نفع کشور مبدا درست می‌کند،
تصمیم گرفتن برای صادرات
وقتی که یک کمپانی محصولات صادراتی را معلوم می‌کند، هنوز عوامل دیگر را باید در نظر بگیرد، از قبیل اینها: o کمپانی چه سودی را از صادر کردن می‌خواهد؟ o آیا دارد هماهنگ با دیگر اهداف کمپانی صادر می‌کند؟ o چه درخواستهایی روی صادرات از مدیریت، منابع‌کلیدی و کارمندان کمپانی، ظرفیت تولیدی و سرمایه‌گذاری خواهد بود و این درخواستها چطور پاسخ داده خواهند شد؟ o آیا سودهای قابل‌انتظار از ارزش قیمتها هستند یا بهتر بود منابع کمپانی برای توسعه کار داخلی جدید به کار رود؟

کلمات کلیدی
واردات، صادرات ، واردات و صادرات در ایران ، واردات در ایران تقاضا • عرضه • عرضه و تقاضا • تولید • هزینه • نقدینگی • تورم • کالا • خدمات • پول • زیان • شکست بازار • گمرک • مزایده • مالیه • مالیات • بهره‌وری • تجارت آزاد •
مزیتهای صادرات
مزیتهای صادرات مالکیت شرکت‌ها دارایی‌های ویژه، تجربه بین‌المللی و توانایی برای تولید محصولات کم‌خرج و یا متفاوت در روابط زنجیره‌ای که ارزش آن را توسعه می‌دهد، مزیتهای یک بازار محلی مخصوص یک ترکیب ظرفیت بازار و خطر سرمایه‌گذاری است، مزیتهای بین‌المللی کردن سودها از حفظ صلاحیت کمپانی و بندکشی آن از میان زنجیره ارزش است به جای به دست آوردن جواز/ منابع بیرونی یا فروش آن، در رابطه با نمونه اقتباس‌شده، کمپانی‌ها که سطوح پایین مزیتهای مالکیت را دارند یا به بازارهای خارجی داخل نمی‌شوند، اگر کمپانی و محصولاتش مجهز به مزیت مالکیت و مزیت ساخت هستند، آنها از میان وضعیت‌های کم خطر از قبیل صادرکننده داخل می‌شوند، صادرکننده سطح زیرین سرمایه‌گذاری مورد نیاز به جای حالات دیگر توسعه بین‌المللی عمدتاً، از قبیل FDI می‌باشد، همچنانکه شما امکان دارد انتظار داشته باشید، خطر پایین‌تر کالای صادره به جای نمونه با بازده پایین‌تر روی دیگر حالات فروش بین‌المللی منتج می‌شود، به عبارت دیگر، بازگشت معمولی روی فروشهای صادراتی خطر بزرگ ندارد اما همینطور ممکن است داشته باشد، اجازه دادن به مدیران صادرکننده که عمل و نظارت را برای آنها فراهم می‌کند اما نه انتخاب را که کنترل این اندازه بازار را تمرین کند، یک صادرکننده معمولاً در آخرین نقطه دور از مصرف‌کننده اقامت دارد و اغلب واسطه‌های مختلف را نیاز دارد که فعالیتهای بازار را اداره نمایند،
زیان‌های صادرات
برای سرمایه‌گذاری‌ها متوسط و کوچک SME با کمتر از ۲۵۰ کارمند، کالا و خدمات قابل فروش در بازارهای خارجی مشکل‌تر از بازار داخلی به نظر می‌رسند، فقدان شناخت برای قواعد بازرگانی، تفاوتهای فرهنگی، زبان‌های متفاوت و اوضاع خارجی معاوضه به اندازه فشار منابع و کارمند با علاقه برای صادرات در تقابل هستند، قطعاً مقداری SME هستند که دارند صادر می‌کنند اما تقریباً دو سوم آنها فقط به یک شرکت خارجی می‌فروشند، فرض بعدی زیان‌های اصلی را نشان می‌دهد:
کوشش مدیریت مالی
برای به حداقل رساندن خطر نوسان نرخ معاوضه و شرح مذاکرات جریانات فعالیت صادراتی که مدیریت مالی احتیاج دارد برای ظرفیت بیشتر با مشتری اصلی مبارزه کند: مشتریان بین‌المللی خدمات بیشتر را از فروشنده‌شان درخواست می‌کنند مانند نصب و راه‌اندازی تجهیزات، نگهداری یا تحویل بیشتر سرویس،
بهبودی تکنولوژی‌های ارتباطی
بهبودی تکنولوژی ارتباطی را قادر می‌سازد مشتری با تدارک‌دهنده‌های بیشتر در سالهای اخیر هنگام دریافت اطلاعات بیشتر ارتباط داشته باشد و ارتباطات ارزان‌تر از ۲۰ سال پیش که در آن موقع هزینه زیادی بود، این به شفافیت بیشتر منتهی می‌شود، فروشنده در وظیفه اش بلادرنگ از درخواست پیروی می‌کند و همه را ارائه می‌دهد و معامله را به تفصیل تشریح می‌کند،
اشتباه مدیریت
مدیریت در بعضی از دام‌های سازمانی امکان دارد بیفتد، انتخاب ضعیف نمایندگان آن طرف یا پخش‌کننده‌ها یا سازمان جهانی آشفته،
راه‌های صادرات
کمپانی می‌تواند تصمیم بگیرد مستقیماً یا به طور غیرمستقیم به یک کشور خارجی صادر کند،
فروش مستقیم در استراتژی صادراتی
فروش مستقیم شامل نمایندگان فروش، پخش‌کننده‌ها یا خرده‌فروشان می‌شود، که بیرون از کشور مبدا صادرکننده قرار دارند، هدایت صادرات کالاها و خدمات که به یک خریدار مستقل خارج از کشور مبدا صادرکننده فروخته‌شده‌است، اساساً کمپانی‌ها به وسیله رقابت‌های هسته‌ای با ارزش و بهبود یافتن کارکرد شان مجبورشده‌اند،
فروش مستقیم از میان پخش‌کننده‌ها
عامه‌پسندترین انتخاب مورد توجه کمپانی‌ها است که توانایی فروش بین‌المللی خودشان را توسعه دهند، این با شارژ کردن کارمندان کمپانی انجام‌شده‌است که به آنها کنترل بزرگتر را روی عملیاتشان می‌دهد، همچنین فروش مستقیم به کمپانی کنترل بزرگتر را روی تابع فروش می‌دهد و فرصت برای سودهای بیشتر را به دست می‌آورد، در موضوعات دیگر جایی که شبکه نماینده فروش ندارد، کمپانی می‌تواند حقوق انحصاری را در یک ناحیه جغرافیایی مخصوص بفروشد، یک پخش‌کننده در یک کشور خارجی یک بازرگان است که از سازنده محصول را می‌خرد و آنها را با سود می‌فروشد، پخش‌کننده‌ها دفتر موجودی را معمولاً حمل می‌کنند و سرویس محصول و معاملات را در بیشتر موارد با خرده‌فروشان به جای کاربران نهائی توزیع می‌کنند،

ارزیابی پخش‌کننده‌ها
 اندازه و توانایی‌های عامل فروش  ضبط حراج  تحلیل محدوده‌اش  ترکیب محصول اخیر آن  امکانات و تجهیزات آن  حفاظت فروش  سود مشتری آن،  استراتژی پیشرفت آن،
فروش مستقیم از میان خرده‌فروشان خارجی و کاربران نهائی
همچنین صادرکنندگان می‌توانند مستقیماً به خرده‌فروشان خارجی بفروشند، معمولاً، محصولات محدود به مصرف‌کننده‌اند؛ همچنین می‌تواند مستقیم به کاربران نهائی بفروشد، یک راه خوب برای این چنین فروش چاپ کاتالوگ یا حضور داشتن در نمایشگاههای حرفه‌ای است،
فروش مستقیم از طریق اینترنت
تجارت الکترونیک یک میانگین مهم در تمام جهان برای کمپانی‌های کوچک و بزرگ از لحاظ بین‌المللی است، برای اینکه موانع پایتختی و زیرساختاری را مغلوب می‌کند، تجارت الکترونیکی تعهدات را آسان کرده، تحویل تندتر فراهم شده و اطلاعات ارزان‌تر، پس‌خورد سریع روی تولید محصولات جدید، بهبود سرویس مشتری، یک دسترسی جهانی، سطوح میدانی کمپانی‌ها و پشتیبانی اطلاعات الکترونیک با تبادل نظر با تدارک‌دهنده‌ها و مشتریان،
فروش غیرمستقیم
صادرات غیرمستقیم، به سادگی فروش کالا از میان یک واسطه میانجی و مستقل داخلی است، بنابراین میانجیان محصولات را به مشتریان در بازارهای خارجی صادر می‌کنند، صادراتی که در آن محصول و خدمات خود را به واسطه‌ای در داخل کشور تحویل داده وجه آن را با پول رایج کشور خود دریافت نماییم گفته می‌شود،
توسعه صادرات در آمریکا
وزارت بازرگانی آمریکا برای کمپانی‌های آمریکا فرصت را فراهم می‌کند که فروش محصولات و سرویس مجانی را ترویج دهند، بنا بر این، برای انجام آگهی‌های صادراتی بخشهای آنلاین و چاپی منتشرشده‌است و به سفارت‌خانه‌ها، مراکز معامله، کنسول‌گری‌ها و انجمن‌ها در سرتاسر جهان تحویل داده‌شده‌است، مرکز پیشرفت تجارت بین‌المللی کالیفرنیا سراسر کالیفرنیا دفتر دارند، هر CITD به وسیله یک دانشکده ایالتی محلی پذیرش شده‌است و انواع برنامه‌های آزاد یا کم‌خرج و خدمات را فراهم می‌کند که کمپانی‌های محلی را در انجام کار صادرات کمک کند، اینها و مشورت یک کمک فنی شامل، تحقیق وضع بازار، پرورش و، برنامه‌های تحصیلی، رهبری معاملات و اتفاقات مخصوص می‌شود،
از لحاظ بین‌المللی
چندین CITD جهانی آیین نامه‌ها و نیز دستورنامه‌های خاص کشوری هستند، از قبیل راهنمای کلی در آمریکا، ترید گیت در هندوستان و علی بابا در چین، چالش‌های پیداشده کشورهای خارجی برای صادرکننده در فروش داخلی دیده نمی‌شود، با حراج داخلی، سازندگان به عمده‌فروش یا خرده‌فروش به طور نمونه می‌فروشند یا حتی به مصرف‌کنندگان، وقتی که سازندگان صادرکننده باشند و به واردکنندگان مجبور باشند بفروشند پس چه کسی به عمده‌فروشان می‌فروشد، لایه اضافی در زنجیره توزیع بر حاشیه‌ها فشار می‌آورد و سازندگان ممکن است احتیاج داشته باشند قیمت‌های پایین‌تر را به واردکنندگان نسبت به عمده‌فروشان داخلی پیشنهاد کنند،
داده‌های آماری و گزارش‌های بازار
اطلاعات روی ارزش صادرات و اغلب مقدارهایشان به وسیله فهرست‌های مفصل محصولات در جمع‌آوری آماری در دسترس است روی تجارت بین‌المللی به وسیله خدمات آماری انتشار یافته سازمان‌های بین دولتین (برای مثالUNSTAT، FAOSTAT، OECDJمجموعه قوانین آماری فراملی (برای مثال یورواستات برای ترویج صادرات، خیلی حکومت نمایندگی‌های بازار را انتشار می‌دهد برای صادرات به وسیله گزارش وب و کشور: USCS، FAS در ایالات متحده،EDC]]، AAFCدر]] کانادا، Ubifranceدر فرانسه، UKTIدر انگلستان، IIKTDC،]]JETRO]] در آسیا،]] Austrade و [[NZTE در اقیانوسیه، هم‌پیمانی انجمن‌های تجارت بین‌المللی مطالعات چندین عدد از این نمایندگی‌ها را انتشار داده‌اندQJSCS، FAS، AAFC، UKTI، HKTDC) به اندازه سازمان‌های غیردولتی دیگر روی وب سایت، Global Trade،net
صنعتی سازی جهتدار صادرات
صنعتی سازی جهتدار صادرات ESI بعضی وقت‌ها نامیده شده بعنوان صنعتی سازی صادراتی (ESI) یا صنعتی سازی صادرات رهبری شده (ELI)تجارت یک حرفه و رویه اقتصادی است برای تسریع فرایند صنعتی سازی یک کشور به وسیله صادر کردن کالایی که برای آن یک برتری نسبی دارد، رشد صادرات رهبری شده گشایش بازارهای داخلی به رقابت خارجی در عوض دسترسی به بازار در کشورهای دیگر را معنی می‌رساند، به هر حال این حقیقت ممکن نیست در مورد بازارهای همه داخلی باشد، حکومتها ممکن است بخواهند صنایع ویژه را محافظت کنند که آنها ممکن است در آن صنعت رشد کنند و برتری نسبی شان را در آینده‌نشان دهند و یک مورد معکوس اتفاق می‌افتد، برای مثال خیلی از کشورهای آسیایی غربی موانع قوی روی واردات را در طول ۱۹۶۰-۱۹۸۰ داشتند، موانع کاهش تعرفه، اغلب نرخ ارز شناور (کاهش ارزش پول ملی که صادرات را آسان می‌کند،) و پشتیبانی حکومت از بخش‌های همه یک مثال رویه‌های پذیرفته شده (EOI) است برای ترویج و توسعه اقتصادی سرانجام، صنعتی سازی جهتدار صادرات مخصوصاً صفت اختصاصی پیشرفت اقتصاد ملی ببرهای آسیا: هنگ‌کنگ، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور در دوره پست جنگ جهانی دوم بود،
آمار کشورهای دارای بیشترین واردات در جهان
رتبه    کشور    حجم واردات به دلار     تاریخ آمارگیری
۱     ایالات متحده آمریکا
$ ۲٬۳۱۴٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۲     چین
$ ۱٬۷۴۳٬۴۶۸٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۳     آلمان
$ ۱٬۳۳۹٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۴     ژاپن
$ ۷۹۴٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۵     فرانسه
$ ۶۸۴٬۶۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۶     بریتانیا
$ ۶۵۴٬۹۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۷     ایتالیا
$ ۵۴۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۸     کره جنوبی
$ ۵۲۵٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۹     هلند
$ ۵۱۴٬۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱
۱۰     هنگ کنگ
$ ۴۹۳٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰    تخمین سال ۲۰۱۱


ده کالایی که بیشترین واردات به کشور ایران را دارند
ده کالایی که بیشترین واردات به ایران را در «شش‌ماهه نخست سال ۱۳۹۳» داشته‌اند و ارزش دلاری و رتبه وارداتی آن‌ها با مدت مشابه سال پیش‌ازاین (شش‌ماهه نخست سال نود و دو) مقایسه شده است، عبارتند از: ۱-گندم، ۲-وسایل نقلیه با موتور پیستونی درون‌سوز تناوبی جرقه‌ای با حجم سیلندر بیشتر از هزار و پانصد سانتی‌متر مکعب اما از سه هزار سانتی‌متر مکعب بیشتر نباشد، ۳-برنج‌های هندی و پاکستانی، ۴-دانه ذرت، ۵-گنجاله سویا، این محصول بازمانده جامدی است که پس از روغن‌کشی از دانه‌های روغنی به‌جا می‌ماند که عمدتاً به‌عنوان خوراک دام مصرف می‌شود، ۶-محصولات آهنی، محصولات از آهن یا فولاد غیر ممزوج تخت و گرم نوردشده به شکل طومار، ۷- دستگاه‌های گیرنده، فرستنده تلفن همراه، ۸-شکر تصفیه‌شده، ۹-ماژول نمایشگر متشکل از صفحه LCD یا LED پلاسما، ۱۰-گوشت یخ‌زده،[۱]
نتیجه گیری
تکیه‌گاه‌اش را در جریان اصلی دوایر اقتصادی، موفقیتش روی سالهای اخیر به طور افزایشی به مبارزه طلبیده‌شده که رشد تعدادی مثال بوده‌است که به نتایج قابل‌انتظار حق تقدم نداده‌است، EOI حساسیت بازار را عوامل برون‌روینده افزایش می‌دهد و تا حدی مسئول به خاطر زیان ۱۹۹۸ بحران اقتصادی برای اقتصاد کشورها رفتار شده‌است که صنعتی سازی جهتدار صادرات را استفاده کرد، همچنین برای فقدان تنوع محصول انتقادشده‌است که برتری نسبی اقتصاد شان را تعقیب می‌کنند، که اقتصاد را به طور بالقوه ناثابت می‌کند اگر برای مطالبه تخصصشان اتفاق بیفتد این در طول بحران مالی ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ و پس رفتگی جهانی متعاقب آن اتفاق‌افتاد، انتقادات دیگر که صنعتی سازی جهتدار صادرات را در برمی دارند موفقیت کالای صادره را محدود کرده‌است اگر اقتصاد یک کاهش در شرایط تجارتش را تجربه کند، که قیمت صادراتش در یک نرخ آهسته‌تر به جای وارداتش دارد افزایش پیدا می‌کند، این حقیقت خیلی از اقتصادهاست برای هدف گرفتن برتری نسبی شان در کالاهای اولیه که آنها یک مسیر بلندمدت برای رد کردن قیمت‌ها دارند، با این وجود در نظریه سینگر یادداشت‌شده که انتقادات این تز مثل تناقضات عملی اتفاق افتاده‌اند، همچنین تابع کالای خام به عنوان کالاهای اولیه قیمت باورنکردنی کمی دارند، بدون قدرت معین که منجر به یک تغییر بدون تناسب بزرگ در قیمت تقاضا برای آنها می‌شود، مسئله این است که (IOE) از پیش فرض می‌کند که یک حکومت با شناخت بازار برای یک صنعت سوبسیدها را برای پیشرفت یک سرمایه‌گذاری خوب در آینده در نظر می‌گیرد، توانایی هر حکومت محدود است اگر از میان عمل متقابل طبیعی نیروهای بازار بین عرضه و تقاضا اتفاق افتاده باشد، یک برتری نسبی عامل بالقوه همچنین بهره‌کشی یک مبلغ چشمگیر سرمایه‌گذاری است که حکومتها را ملزوم می‌کند فقط یک مقدار محدود را بتوانند تولید کنند، در خیلی از LEDCها لازم است که شرکت‌های چندملیتی که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را فراهم می‌کنند، شناخت، مهارتها و پرورش لازم برای توسعه یک صنعت و برتری نسبی آینده را داشته باشند،
شرایط جوی و وضع آب و هوا از جمله عوامل تعیین کننده ضرورت و میزان واردات است، مثلاً چون رشد و نمو گیاهان و میوه‌های گرمسیری یا استوائی برای کشورهای مناطق معتدله و یا سردسیر امکان‌پذیر نیست، بنابراین با وارد کردن این گونه میوه‌ها، نیازمندی ساکنان این کشورها را تأمین می‌کنند، مسئله تخصص، کارگر و قابلیت زمین نیز از جمله عوامل مؤثر در میزان واردات است، غالب کشورها در برابر واردات، کالاهایی را که در داخل تهیه می‌کنند به کشورهای دیگر نیز صادر می‌نمایند، و سعی می‌کنند تا میان واردات و صادرات حداقل، تعادل مناسبی برقرار باشد و کوشش می‌کنند صادراتشان بر وارداتشان فزونی گیرد، به طور کلی اقتصاد سالم و معقول آن است که صادرات بر واردات فزونی داشته باشد، در مورد کالاهای استراتژیک مانند نفت، گاز، تعیین میزان واردات یا صادرات بر اساس اصول و اتفاق‌های سیاسی انجام می‌شود.



منابع
↑ «١٠ کالای محبوب ایرانی در بازارهای جهانی»، آفتاب، ۲۰۱۴-۱۱-۰۹، بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-۱۱-۱۰،‏
•    مقررات صادرات و واردات، شرکت چاپ و نشر بازرگانی، چاپ اول.
•    گیتاشناسی نوین کشورها ص ۵۸۳


  • ۰
  • ۰

بلدرچین به گروه بزرگی شامل چندین سرده از پرندگان کوچک از راسته ماکیان‌سانان گفته می‌شود. این پرندگان شناخته‌شده‌ترین گونه‌های راستهٔ ماکیان‌سانان هستند. آن‌ها به دو بخش بلدرچین‌های بر جدید (تیرهٔ Odontophoridae) و بلدرچین‌های بر قدیم (تیرهٔ Phasianidae) تقسیم می‌شوند.
بلدرچین‌ها جثهٔ کوچک و خپلی دارند و زندگی بر روی زمین را ترجیح می‌دهند. از دانه‌ها و نیز حشرات و دیگر جنبندگان کوچک تغذیه می‌کنند. بر روی زمین لانه می‌سازند و بر پروازهای کوتاه و سریع قادرند، برخی گونه‌ها همچون بلدرچین ژاپنی و بلدرچین معمولی پرندگانی مهاجرند و توانایی پرواز در مسافت‌های طولانی را دارند. در برخی کشورها برخی گونه‌های بلدرچین در تعداد زیاد پرورش داده می‌شوند تا از تخم و گوشت آن‌ها استفاده شود و یا حتی در شکارگاه‌ها رها شوند. این پرنده در سکونت‌گاه‌های خود هم توسط انسان‌ها بطور گسترده‌ای شکار می‌شود تا از گوشت و پرهایش استفاده شود.
پراکندگی گسترده و فراوانی نِسبی این پرنده در خاورمیانه با نام‌های مختلف برای آن در میان فارسی‌زبانان همراه بوده‌است. به‌جز «بلدرچین» که واژه‌ای در اصل ترکی و اصلی‌ترین نام این پرنده است. در زبان لری آن را «کوگ پور» (Kowgpoor) به معنی (فرزند کبک، همانند کبک) (کوگ: کبک ، پور: فرزند) می نامند. واژهٔ «کَرَک» در متون فارسی میانه و نیز در گویش هراتی و گویش‌های زبان کردی، در فارسی جدید به‌ویژه در گویش کرمانی واژهٔ «بدبده»، در فارسی کلاسیک واژهٔ «وَرْتِج/وَرْتیج/وَرْدیج» و در مازندران و برخی مناطق گیلان و سمنان «وَرده» از نام‌های دیگر این پرنده است. در زبان گیلکی نیز آن را «وُشُم/وُشوم» می‌نامند و سومین پادشاه زیاری را به جهت علاقه‌اش به شکار بلدرچین وشمگیر می‌نامند. در عربی از واژه‌های «سَمانی» و «سَلویٰ» استفاده می‌شود که به فارسی نیز راه یافته‌است. لامعی گرگانی شاعر سدهٔ پنجم می‌سراید:
باران و برف بارد بَر ما کنون زِ ابر  چون بر بنی سرائیل از آسمانْ سَمان
عنوان این پرنده در ویکی‌پدیای تاجیکی «بی‌دانه» است. به جز این مورد واژه‌هایی که تاجیک‌ها برای نامیدن این پرنده به کار می‌برند دقیقاً واژه‌هاییست که در سطرهای پیش آمد: ورتیش ، وریشک ، کَرَک ، سَلویٰ و و ُشم.
خواص درمانی در پزشکی سنتی
در پزشکی سنتی خواص گوناگونی برای بلدرچین برشمرده‌اند، از جمله این‌که بگفتهٔ شریف ادریسی «لیسیدنِ زهره بلدرچین برای درمان صرع سودمند است، و چکانیدن خون آن در گوش دردمند، گوش‌درد را درمان می‌کند، و استمرار در خوردن گوشتِ آن دلِ سخت را نرم می‌سازد، و گویند که این خاصیت فقط در قلب اوست».
عبدالملک بن زُهْر اندلسی طبیب قرن ششم هم به این اشاره می‌کند که «گوشتِ بلدرچین سنگ کُلیه و مثانه را خُرد می‌کند، و مدرّ بول است».

برخی پزشکان قدیم و بسیاری از عوام نیز تصور می‌کنند که تخم بلدرچین زبان انسان را گویا کرده و موجب می‌شود تا کودکان پیش از موعد زبان باز کنند. این باور ناشی از پرچانگی و صدای بلند بلدرچین نسبت به جثهٔ اوست که آن را حمل بر فصاحت وی کرده‌اند.
اسطوره‌ها
Coturnix coturnixبه روایت عهد عتیق (سِفْرِ خروج ۱۳:۱۶، سفر اَعداد ۳۱ـ۳۳:۱۱) بلدرچین یکی از مائده‌های آسمانی بود که یهوه برای اسرائیلیان سرگردان پس از مهاجرت از مصر فرو فرستاد. به این موضوع در قرآن (بقره: ۵۷، اَعراف: ۱۶۰ و طه: ۸۰) نیز اشاره شده‌است. این پدیده با توجه به مهاجرت بلدرچین‌ها از منطقه مدیترانه قابل تبیین است. این پرنده‌ها هر سال بهار در گله‌های پرشمار از مسیر صحرای سینا از آفریقا به اروپا و آسیا مهاجرت می‌کنند و در پائیز مسیر رفته را بازمی‌گردند. از آن‌جا که این پرندگان در ارتفاع بسیار کم پرواز کرده و خیلی زود خسته می‌شوند و بر زمین می‌نشینند، به راحتی شکار می‌شوند.[۲]
در برخی کتب قدیمی از جمله برهان قاطع افسانه‌ای دربارهٔ بلدرچین نقل شده که خاستگاه وی را از دریا می‌داند. مرتضی زبیدی در این مورد می‌نویسد: «سُمانی (بلدرچین) ... از پرندگان مهاجر است، ولی دانسته نیست از کجا می‌آید. حتی برخی می‌گویند که از دریای شور بیرون می‌آید، و دیده می‌شود که با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب، بر سطح دریا پرواز می‌کند...» این افسانه از آن‌جا نشأت گرفته که چون بلدرچین توانایی جسمی برای پروازهای طولانی را ندارد در فصل مهاجرت از بادهای موافق برای پروازهای کمک می‌گیرد و گله‌های بزرگ بلدرچین در پاییز از اروپا به شمال آفریقا و شرق مدیترانه کوچ می‌کنند و در بهار به اروپا باز می‌گردند. در هنگام عبور از مدیترانه اغلب خسته شده به دریا می‌افتند و با همان روشی که زبیدی آورده: «با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب» خود را به ساحل می‌رسانند. تا دهه ۱۳۲۰/۱۹۴۰ هر سال در دو فصل بهار و پائیز میلیون‌ها بلدرچین در سواحل مدیترانه بدین‌سان گرفته می‌شد ولی شمار آن‌ها از آن پس کاهش یافته‌است.[۳]
در فارسی نیز آن را «بَدبَده» نامیده‌اند چرا که بر پایه افسانه‌ای ایرانی این پرنده به‌ناحق دانه‌ای گندم از مال کودک صغیری خورد، و سپس از این کارِ بد خود پشیمان شده، دائماً تکرار می‌کند که «بَد بَده» [=] کار بَدْ بد است. در واقع صدای آوازش به تکرار واژهٔ بَدبَد می‌ماند که همین صوت سرچشمهٔ پدید آمدن داستان افسانه‌وار فوق گردید.


  • ۰
  • ۰
راستگویی و صداقت
راست‌گویی از اعمال نیک و پسندیده انسانی بوده و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. اسلام دین دعوت به فطرت انسانی است و فطرت پاک انسان ایجاب می‌کند که انسان سالم و متعادل، دل و زبانش یکسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند.
معنای لغوی صداقت[ویرایش]واژه «صداقت» از «صدق» در اصل به این معنا است که گفتار و یا خبرى که داده مى‌‌شود، مطابق خارج باشد، و کسی را که خبرش مطابق با واقع و خارج باشد، «صادق» و «راست‌گو» مى‌‌گویند. اما از آن‌جا که به طور استعاره و مجاز، اعتقاد، عزم و اراده را هم قول نامیده‌‌اند[۱]، در نتیجه صدق را در آنها نیز استعمال کرده، انسانى را هم که عملش مطابق با اعتقادش باشد و یا کارى که مى‌‌کند با اراده و تصمیمش مطابق باشد، صادق و راست‌گو نامیده‌‌اند.
صداقت و راست‌گویی از بزرگ‌ترین فضایل اخلاقی است که در تعالیم و آموزه‌های دینی جایگاه ویژه دارد و در قرآن و روایات فراوان به آن سفارش شده است.
مراتب صداقت
سید عبدالله شبر در کتاب الاخلاق مراتب صدق را اینگونه تشریح میکند:
صدق یا در گفتار است یا در اعمال یا در احوال.
پایین ترین مراتب صدق این است که انسان در همه حالات سخن راست بگوید. و کمال راستگویى ـ صدق در گفتار ـ در این است که تا ضرورت ایجاب نکند از سخنان غیر صریح خوددارى کند که مبادا خلاف منظورش فهمیده شود و قلبش صورت کاذبى به خود بگیرد.
و سزاوار آن است که انسان با خدا و خلق خدا راستگو باشد. کسى که قبل از ورود به نماز مى گوید: روى خویشتن به سوى خدا کردم ولى در قلبش به غیر او توجه دارد، یا مى گوید:
فقط تو را مى پرستیم در حالى که دنیا و هواى نفس خود را مى پرستد، یا مى گوید: فقط از تو یارى مى جوییم در حالى که از غـیر خدا یارى مى طلبد، دروغگو است چنان چه یگانه روزگار مرحوم بحرالعلوم در منظومه اش مى فرماید: بر حذر باش از گفتارى که در آن دروغ بگویى در حالی که تو بنده هواى خود هستى و او را مى پرستى نه خدا را به زبانت مى گوئى فقط از تو یارى مى جوئیم در حالى که از غیر خدا یارى مى خواهى پس از این مرحله، مرتبه صدق در نیت است یعنى باید نیت را از ناخالصى ها پاک کرد و هر عملى را فقط براى خدا انجام داد.
پس از آن صدق در عزم است. و عزم همان تصمیم قاطع براى انجام کار نیک است. عزم و تصمیم همیشه مقارن با خود عمل نیست. گاهى قبل از رسیدن وقت عمل انسان براى انجام آن تصمیم مى گیرد. مثلا با خود مى گوید: اگر خدا مالى به من دهد تمام یا قسمتى از آن را صدقه خواهم داد یا اگر با دشمنى برخورد کنم در راه خدا با او مبارزه مى کنم و باکى ندارم اگر چه کشته شوم. این تصمیم گاهى مشوب به نوعى ضعف و تردید است که با صدق در تصمیم متضاد مى باشد.
مرحله بعد صدق در وفا به تصمیم است، نفس انسان در تصمیم گیرى دست و دل باز است، چـون وعده دادن مشقتى ندارد ولى هنگامى که وقت عمل مى رسد و انسان مى تواند به تصمیم خود عمل کند، امیال و شهوات به هیجان مى آیند و تصمیم فراموش مى شود. و این مخالف صدق در تصمیم است.
ولذا قرآن کریم مى فرماید: «رِجالٌ صَدَقُوا ما علیه السلام اهَدوا اللّهَ عَلَیْهِ»؛ یعنى افرادى که به عهد خویش وفاء نمودند. [۱۸]
مرحله بعد صدق در اعمال است، به این معنى که انسان در مقام عمل تمام تلاش خود را به کار گیرد تا ظاهرش مخالف باطن نباشد. البته منظور این نیست که ظاهر را مطابق باطن کند و به طور کلى دست از عمل بردارد، بلکه باید باطنش ‍ را به گونه اى مسخّر کند که با اعمال ظاهرش مطابق باشد، و این گونه عمل، عمل ریایى نیست. زیرا ریا کار کسى است که براى مردم عمل مى کند.
ولى چه بسیار کسانى که در نماز با حالت خشوع مى ایستند و قصد ریا ندارند، اما در عین حال قلبشان از نماز غافل است. هر کس به او نگاه مى کند، مى بیند که در مقابل خداى تعالى ایستاده، در حالى که او در باطن در میان بازار، در مقابل یکى از امیال و شهوات خویش ایستاده است. همچنین گاهى انسان با سکون و وقار راه مى رود در حالى که درونش داراى سکون و وقار نیست.
چنین انسانى در عملش صادق نیست اگر چه به مردم توجه، و تصمیم ریا نداشته باشد. راه نجات از این حال، تعادل ظاهر و باطن است به این معنى که باطنش مطابق یا بهتر از ظاهرش باشد.
چنان که امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: به خدا قسم شما را به طاعتى ترغیب نمى کنم مگر آن که خود قبل از شما انجامش مى دهم و از معصیتى نهى نمى کنم مگر آن که قبل از شما از آن کناره مى گیرم.
مرحله بعـد که بالاترین و کمیاب ترین مرتبه صدق است صدق در مقامات دین مى باشد مثل صدق در خوف و رجا، تعظیم پروردگار، زهد، محبت، توکل و سائر مکارم اخلاق، زیرا هر یک از این اخلاقیات مبدئى دارند که به مجرد ظهور آن مبدأ نام خلق بر آن نهاده مى شود ولى در حقیقت هر یک از آن ها کمال و حقیقتى دارد و صادق کسى است که به حقیقت آن ها برسد.
قرآن کریم مى فرماید: «انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّهِ و َرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابوا و َجاهَدوا بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فی سَبِیلِ اللّهِ اولئِکَهُمُ الصّادِقُونَ». [۱۹]
و مى فرماید: «وَلکِنَّ البِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الاخِر...»سوره بقره: 177 سپس مى فرماید: «والصّابرینَ فِى الْبَأساءِ وَالضَّرّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ اولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا». [۲۰]
از ابوذر رحمه اللّه درباره ایمان سؤال شد، ایشان در جواب همین آیه را تلاوت کرد. به او گفتند: ما درباره ایمان از تو سؤال کردیم ولى تو درباره صدق جواب فرمودى.
فرمود: من هم وقتى از رسول خدا درباره ایمان سؤال کردم این آیه را تلاوت فرمود. به عنوان مثال، صفت خوف را در نظر مى گیریم، هر کس که ایمان مى آورد داراى صفت خوف است. به طورى که مى توان او را خائف نامید، ولى در مراتب اولیه، این خوف به حدّ صدق و حقیقت نرسیده است، و لذا مى بینیم وقتى کسى از سلطانى یا راهزنى ـ در ضمن سفر ـ مى ترسد، رنگش زرد مى شود، اعضایش به لرزه مى آید، و زندگى بر او مکدّر مى گردد، خورد و خوابش ‍ آشفته و افکارش مشوش مى شود به طوری که از قیام به وظائف خانوادگى عاجز مى ماند و گاهى از وطن آواره و حالت انس و راحتش به وحشت و مشقّت مبدل مى گردد، و خود را در معرض خطرهاى فراوان قرار مى دهد تا به آن چه مى ترسد گرفتار نشود. ولى همین شخص در حالى که ادعاى خوف از خدا را دارد معصیت مى کند و هیچ یک از این آثار در او ظاهر نمى شود.
و لذا نبى اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: چیزى مثل جهنم ندیدم که خائف آن خوابیده باشد، و چـیزى مثل بهشت ندیدم که طالب آن در خواب باشد صدق در رجا هم به همین منوال است.
بنده ممکن است در همه امور صادق باشد که در این صورت صدّیق نامیده مى شود. و ممکن است فقط در بعضى از امور صادق باشد که در این صورت فقط نسبت به آن امور صادق نامیده مى شود مثل صادق القول و صادق العمل.
در مصباح الشریعة از امام صادق علیه السّلام روایت شده: اگر مى خواهى بدانى صادق هستى یا نه، حقیقت آنچه را در دل دارى با آنچه به زبان مى آورى با معیار و میزان الهى بسنج، آن چنان که گوئى روز قیامت است.
روزى که قرآن کریم درباره آن مى فرماید: {{متن قرآن|«و َالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ»؛ روز قیامت روز سنجیدن اعمال است.[۲۱]
پس اگر ظاهر و باطنت را یکسان یافتى، صادقى. پائین ترین مرتبه صدق آن است که زبانت با قلبت و قلبت با زبانت مخالف نباشد.[۲۲]


  • ۰
  • ۰

بعد از آنکه انقلاب اسلامی، بسیاری از منافع بیگانگان به خصوص آمریکا در ایران را در معرض نابودی قرار داد، عزم آنان را در مبارزه و دشمنی با ملت مسلمان ایران و دستاوردهای نظام اسلامی، دو چندان نمود و از طرفی وقتی امریکا از سیاست های جنگی و کودتای نظامی علیه ایران از قبیل کودتای 28 مرداد، قبل از پیروزی کودتای نوژه و حمله طبس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مأیوس و ناکام ماند، به شیوه های جدید و کارآمدتری چون تبلیغات و جنگ روانی متوسل گردید.
جهت روشن شدن استراتژی جنگ روانی آمریکا و عوامل غرب در ایران، ناگزیر به بیانِ موردیِ برخی از واقعیت های تاریخی و توطئه های پیدا و پنهان آمریکا اشاره می گردد. (1)
1- دخالت مستقیم امریکا در کودتای 28 مرداد
2- تصویب قانون کاپیتولاسیون و تحقیر ملت ایران
3- موضع گیری صریح و آشکار در مقابل انقلاب اسلامی و رای 2/98 درصد از مردم ایران
4- حمایت مستقیم آمریکا از عراق در جریان جنگ تحمیلی
5- طراحی کودتای نوژه و حمله طبس
6- تحریک عراق به تجاوز به خاک ایران
7- به کارگیری خط مشی مهار علیه ایران
8- تقویت و تربیت گروه های تروریستی در طول سال های 60 تا 64
9- حمایت مستقیم سازمان C.I.A از جریان های تجزیه طلب و از تحرکات تفرقه انگیز قومی و مذهبی علیه ایران
10- ارائه کمک های مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و مستشاری به عراق در جریان جنگ تحمیلی
11- سرنگون کردن هواپیماهای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس در اوج جنگ تحمیلی
12- مقابله با دستیابی ایران به تکنولوژی پیشرفته و فناوری صنعتی
13- اعمال تحریم های اقتصادی برای تضعیف توان ملی ایران
14- مخالفت با دستیابی ایران به نیروگاه هسته ای صلح آمیز و تکنولوژی فضایی
15- منتسب کردن هر انفجاری در جهان به ایران و تبلیغات وسیع در مورد آن
16- راه اندازی ایستگاه رادیویی به زبان فارسی علیه ایران و صرف بودجه های کلان در راه اداره و ادامه آن
17- تلاش وسیع برای تخریب روابط ایران و همسایگان
18- برنامه ریزی وسیع برای تخریب چهره جمهوری اسلامی و ناکارآمد جلوه دادن نظام (2)
19- ترویج سکولاریزم و مبانی لیبرال دموکراسی غربی در مراکز فرهنگی و بین روشنفکران (3)
20-سوء استفاده از آزادی های فرهنگی برای ایجاد استبداد و سلطه گری و تهاجم فرهنگی (4)
علاوه بر این، تهمت و افترا به مسؤولین نظام، تضعیف روحیه ی ملت، شایعه پراکنی و تضعیف نهادهای مقدس نظام اسلامی و... نمونه ای از جنگ های روانی بعد از انقلاب در ایران می باشد. در مورد تهمت به رهبران مبارز و مسؤولین نظام ، امام راحل(رحمة الله) می فرماید: «ایادی پنهان و آشکار آمریکا به شایعات و تهمت ها متوسل شدند و به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند نسبت های تارکِ الصّلوه و کمونیست و عامل انگلیسی می دادند...». (5)
در بعد تضعیف روحیه نیز می فرماید: «این ها روحیه ی ملت ما را تضعیف می کنند. باید ملت ما، با کمال قدرت پیش بروند واز این توطئه ها اصلاً نترسند.» (6)


  • ۰
  • ۰


شیطان کیست؟
 یکی از موجوداتی که از دیده‏ها پنهان است، اما دارای وجود خارجی است؛ شیطان می‏باشد.
واژه‌ی «شیطان»، از ماده «شطن» یا «یشطن» به معنای خبیث و پست و دور شدن، آمده است و به هر موجودی سرکش و متمرد اطلاق می‏شود. اعم از، انسان، جن و یا جنبندگان دیگر. پس شیطان اسم عام(اسم جنس) است اما "ابلیس[1] اسم خاص (علم) است که حضرت آدم را سجده نکرد واکنون نیز با لشکر و منسوبین خود انسان‏ها را وسوسه و گمراه می‏کند.[2] لذا در قرآن کلمه شیطان به انسان و جن اطلاق شده است «و کذالک جعلنا لکل نبی عَدُوّاً شیاطین الانس و الجنّ؛»[3] «بدین گونه مابرای هر پیامبری دشمنی از شیطان‏های انسانی و یا جنی قرار دادیم.»
واژه‏ی «شیطان» به صورت مفرد «70» بار و به صورت جمع (شیاطین) «18» بار در قرآن آمده است. ماهیّت شیطان همانند جنیان ازآتش است به عبارت ساده می‏توان گفت: شیطان نیز از نسل جنیان می‏باشد. که خودش اعتراف دارد که زمانی که خداوند به او فرمان سجده به حضرت آدم‏ ـ علیه السّلام ـ داد[4] او از فرمان الهی سرپیچی نمود و گفت:«خلقتنی من نار و خلقته من طین؛» «مرا از آتش و او را از خاک آفریدی (و آتش به خاک افضلیت دارد)» و همانند جنیان دارای اختیار، تکلیف و شعور و عقل و اراده و زاد و ولد هستند.
گاهی جن و شیطان، مفهوم وسیعی دارندو شامل نفس امّاره[5] قوای واهمه، تخیل نفسانی و لذات دنیوی، ریاسات وهمیه، حشرات موذی و انسان‏های فاسد و... که لشکریان شیطان هستند؛ می‏باشند[6] به عنوان مثال، حضرت علی‏ ـ علیه السّلام ـ می‏فرماید: از قسمت شکسته ظرف و دستگیره آن آب نخورید زیرا شیطان به روی دستگیره و قسمت شکسته ظرف می‏نشیند[7] یا در جای دیگر می‏فرماید: زیاد بن ابیه! از معاویه بترس! که او شیطان است.[8]
شیطان حقیقت تاریک و ظلمانی عالم هستی است که در برابر نور شریعت خدا قرار گرفته و علاوه بر اینکه خود را از نعمت بهشت و رضوان الهی محروم ساخته، دشمن قسم خورده ای است که قصد دارد انسان ها را نیز با خود همراه سازد و این شقاوت ابدی را برای آنان نیز رقم زند.
آدمی از بدو خلقت با شیطان همراه گشته، حتی انبیا نیز از شر دشمنی اش در امان نبوده اند: «وکذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الانس و الجن» (انعام112.) از این رو انسان برای نجات از شر او و برای رسیدن به کمالات مطلوب خلقتش، به هدایت خالق هستی محتاج است؛ زیرا بر خلاف «ثنویین» که برای نور، خدایی و برای ظلمت، خدای دیگری معتقد بودند، اسلام و همه ادیان آسمانی و توحیدی، خالق خیر و شر را خداوند متعال می دانند. یعنی در مکتب توحیدی این خداوند است که هم آفریننده انسان و کمالات انسانی است و هم خالق شیطان و شرور.
بنابراین تنها خداوند است که می تواند ماهیت خیر و شر را به درستی به بشر معرفی کند و او ولی مومنان است که آنان را از ظلمت به سوی نور می برد (بقره. 257) لذا خداوند متعال پیامبران و کتاب های آسمانی را برای هدایت بشر و تمیز حق از باطل فرستاده و در آیات متعددی شیطان را دشمن آشکار انسان معرفی کرده همچون: «ان الشیطان للانسان عدو مبین» (بقره.168) و انسان ها را از خطر وسوسه های او بر حذر داشته است
هدف خداوند از خلقت شیطان
خلقت شیطان از آغاز، خلقت پاک و بی عیب بود و موجودی از مخلوقات خداوند بوده است. به همین دلیل سالیان دراز در صف مقربان درگاه خداوند و فرشتگان بزرگ جای گرفته بود. اگر چه از نظر آفرینش همانند آن‏ها نبود ولی با سوء استفاده از آزادی خود طغیان نموده و تکبر ورزیده و نسبت به خداوند تبارک و تعالی عصیان کرد، و پس از آن از درگاه خداوند رانده شده است.
خداوند نام کسی را شیطان ننهاده است. امام رضا ـ علیه السّلام ـ در مورد نام اصلی شیطان می‏فرماید: «نام ابلیس "حرث یا حارث" بوده چون از رحمت خدا مأیوس شده است؛ ابلیس نامیده شد.»[9] با توجه به این، شیطان در خلقت اولیه همانند جنیان و انسان برای عبادت و رسیدن به رحمت الهی خلق شده است. اما بعد از دور شدن از رحمت الهی، مظهر گمراهی و ضلالت برای انسان‏ها شده است.
وجود شیطان و فرزندان آنها با اینکه کارشان جز گمراهی و ضلالت انسان‏ها چیز دیگری نیست، لکن این خود از الطاف و نعمتهای الهی است چون بدین وسیله انسان‏های خوب از بد جدا و شناسایی می‏شوند و اگر این میزان و معیار وجود نداشت، چگونه می‏توانستیم بین انسان‏های خوب و با ایمان و صالح که با همه این سختی‏ها و مشکلات راه سعادت و خیر را پیمودند و از گناهان و بدی‏ها دوری گزیدند از انسان‏های بی ایمان و گمراه فرق بگذاریم.

 لذا خداوند انسان را به سبب وسوسه و حیله‏های شیطان آزمایش می‏کند)[10] چرا که در غیر این صورت همه مردم یکسان و برابر بودند و در آن صورت دیگر ارسال پیامبران و انزال کتب آسمانی و وحی الهی برای هدایت انسان‏ها، بی مورد و بیهوده و لغو بود و اساساً هدف از آفرینش انسان‏ها لغو و عبث بود و دیگر انسان کامل و سعادتمندی و با ایمانی معنا نداشت که در نهایت بهشت ونعمت‏های بهشتی نصیبش شود. به هر حال با وجود این ابلیس و شیطان‏ها و وسوسه‏ها است که انسان در امتحان‏های سخت آبدیده شده و قابلیت سعادت و تکامل را پیدا می‏کند.[11]
بنابراین با دیده ی دقیق، آفرینش شیطان، خود دارای فایده های زیادی می باشد و خود از جمله ظهورات الهی است و توسط شیاطین انسان ها در معرض امتحان قرار می گیرند.















راه های مقابله با شیطان
 قرآن کریم تمام راه های ورودی شیطان ورا ه های مبارزه و نجات از وسوسه های او را معرفی کرده است که در نوشتار حاضر به برخی از این راه ها اشاره می شود.
ذکر و یاد خدا
تردیی نیست که مبارزه با شیطان تنها با سلاح های الهی میسر است و انسان بدون آنکه از جانب پروردگار صاحب قوت و نور شود، نمی تواند در برابر ظلمت شیطان درون و بیرون و شیطان جن و انس سرفراز بیرون آید. از عواملی که رابطه انسان با معبودش را حفظ می کند و موجب می شود که انسان دائما در حضور پروردگار باشد و از او نور و قوت بگیرد. ذکر و یاد خدا است.
از دیدگاه قرآن کریم، غفلت، فراموشی و عدم بصیرت از مهم ترین عوامل نفوذ شیطان است. بنابراین این راهی که به بصیرت بینجامد، راه مبارزه با شیطان است. از این رو قرآن کریم یاد خدا را عامل بصیرت دانسته و فرموده است که پرهیزگاران هنگامی که شیطان به دور آنان می چرخد تا راهی برای فریبشان بیابد، به یاد خدا افتاده و بینا و بصیر می شوند و از شر شیطان در امان می مانند (اعراف.201)
«طائف» به معنی «طواف کننده» است، گویا وسوسه های شیطانی همچون طواف کننده ای پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش می کنند تا راهی برای نفوذ بیابند، اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهایی می یابد وگرنه سرانجام در برابر این وسوسه ها تسلیم می گردد.» (1)


ذکر عملی، بهترین ذکرها
نکته حائز اهمیت در اینجا این است که ذکر و یاد خداوند مراتب و اقسامی دارد، از قبیل ذکر زبانی، ذکر قلبی و ذکر عملی، بی تردید ذکر کامل، ذکری است که دارای هر سه مرتبه باشد. یعنی باید ذکر از قلب انسان نشات بگیرد، بر زبانش جاری شود و در عمل نیز به ترک معصیت و یا انجام تکلیف شرعی و عقلی بینجامد. در واقع ذکری که ریشه در توجه قلبی نداشته باشد، مانند جسم بدون روح و یا درختی بی ریشه است و ذکری که در عمل به ترک گناه یا انجام تکلیف نینجامد مانند درخت بدون میوه است.
هر چند ذکر قلبی مهم ترین ذکر است، لکن تردیدی نیست که ذکر عملی کامل ترین ذکر است؛ زیرا نتیجه و میوه ذکر زبانی و قلبی است و وجود میوه نشانگر وجود درختی سالم و ریشه دار است. از این رو می بینیم ائمه(ع) در روایات متعددی تذکر در آیه فوق را به ذکر عملی تفسیر کرده اند؛ در روایتی ابوبصیر از امام صادق(ع) درباره آیه فوق سوال کرد، حضرت فرمود: «بنده خدا بر انجام گناه اهتمام می ورزد، سپس متذکر شده و رها می کند و این است قول خدا که فرموده ناگهان بینا می شوند». (2)
علاوه بر این ذکر عملی یعنی یاد کردن خدا در هنگام معصیت سخت ترین مرحله یاد خدا است. لذا در روایت دیگری ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل کرده که آن حضرت فرمودند: «از سخت ترین اعمال بندگان، انصاف، مواسات و کمک به براداران دینی و ذکر خدا در هر حال است. ابوبصیر گوید:از معنای یاد خدا در هر حال سوال کردم، حضرت فرمود: این است که یاد کند خدا را هنگام گناه، زمانی که اهتمام می ورزد که آن را انجام دهد. پس ذکر و یاد خدا بین او و بین گناه حائل می شود و این است معنای قول خداوند که فرموده «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون».

اهمیت یاد خدا
درجه اهمیت یاد خداوند تا آن حد است که اگر شیطان بتواند این سلاح بزرگ را از انسان بگیرد، در واقع او را خلع سلاح کرده و قطعا بر او چیره خواهد شد و زمانی که شیطان بر او چیره شود، دیگر تمام توانش را به کار خواهد بست که انسان نتواند به درگاه الهی باز گردد و با معبود خویش از روی اخلاص و صفا سخن بگوید. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطان اند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکاران اند.» (مجادله.19)
یکی از مهم ترین راه های مبارزه با شیطان توکل به خداوند است. قرآن کریم در آیه 64 سوره اسراء خطاب به ابلیس می فرماید: «هر کدام از آنها را می توانی با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی! و آنان را با وعده ها سرگرم کن! و شیطان، جز فریب و دروغ، وعده ای به آنها نمی دهد.»
این آیه کریمه بیانگر آن است که خداوند متعال راه های متعددی را پیش روی ابلیس قرار داده تا بندگان سست ایمان را فریب دهد. لکن قطعا بندگان راستین که رو به سوی خداوند داشته و تکیه و توکلشان به او است، فریب شیطان را نمی خورند و از شر وسوسه های او محفوظند. لذا قرآن کریم در آیه بعدی (آیه 65 همان سوره) سلطه شیطان بر بندگان خود را که به او توکل کرده اند نفی کرده و توکل به خداوند را در این مسیر کافی دانسته است: «ان عبادی لیس لک علیهم سلطان و کفی بربک وکیلا».
در بینش توحیدی ما مسلمانان، نه ابلیس و نه هیچ موجود دیگری نمی تواند مستقل عمل کند. لذا هرگونه ضرری که از سوی ابلیس متوجه انسان شود باید با اذن پروردگار باشد. و بدیهی است که خداوند متعال نسبت به بندگان مومن که تنها به او توکل دارند، چنین اذنی به ابلیس نداده است که بتواند آنان را فریب دهد.
شیطان پرستی
شیطان پرستی به معنای عام؛ یعنی اطاعت از شیطان و پرستش آن به عنوان معبود است.
امروزه گروه ها ی مختلفی به عنوان شیطان پرست مطرح هستند که باید گفت این گونه انحرافات نه تنها تازگی ندارد   که بعضی به آن پیشینه هزار ساله می دهند و دلیل آن را پرستش هر موجود دارای قدرت از سوی مردمان هزاران سال پیش و یا وجود دو خدای ضد هم؛ یعنی خدای خیر و شر در اندیشه های پیشینیان می دانند که نمونه آن را در آیین زرتشت و قبل از آن در دنیای مصر باستان و بین النهرین می توان یافت. در دین زرتشت اهریمن خدای شر در کنار اهورا مزدا خدای خیر پرستش می شود. برای نخستین بار شخصی به اسم " توماس هاردینگ "در 1565 میلادی در کتاب "تکذیب یک کتاب" واژه شیطان پرستی را علیه"مارتین لوتر" به کار برد [2] و باعث ترویج و شیوع این لفظ شد تا جایی  که شیطان پرستی در قرون 17 و 18 میلادی در برخی کشورهای غربی به صورت یک رسم ظهور یافت که به مخالفت با ادیان ابراهیمی می پرداخت. ترویج  این پدیده مدیون حمایت های بی دریغ سرمایه داران یهودی و فراماسون ها بود .جادو گری و شیطان پرستی را در اوایل قرن 19 میلادی بعضی از سرمایه داران و اشراف زادگان انگلیسی که عضو گروه های فراماسونری بودند به رهبری شخصی به اسم " سر فرانسیس داشو "با نام باشگاه آتش جهنم در شهر لندن گسترش دادند. و با تلاش آنها این گروه ها در آمریکا نیز  رواج یافتند. اغلب این سرمایه داران که از شیطان پرستان حمایت می کردند از قاچاقچیان و تولید گنندگان مشروبات الکلی و مروجین قمار خانه ها و مرکز فساد در اروپا و آمریکا به شمار می رفتند. [3]
عموم شیطان پرستان به جای اطاعت از قوانین الاهی و اخلاقی بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمای های موجودی مافوق با قوانین خاصی  تمرکز دارند و از باورها و گرایش های ادیان گذشته مخصوصاً ادیان ابراهیمی و مسیحیت و اسلام اجتناب می کنند و به جای خدا محوری گرایش به خود پرستی دارند و با الگوگیری از مکاتب ماتریالیستی و اومانیستی، خود محور و جادو محورند و خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می بینند و بعضی دیگر شیطان را خدا می دانند و به پرستش آن رو ی می آورند. [4]
شیطان پرستان را به دو گروه اصلی تقسیم می کنند:
الف: شیطان پرستی فلسفی
ب: شیطان پرستی دینی



  • ۰
  • ۰

14 اسفند روز احسان و نیکوکاری
دل ها به هم نزدیک می شوند و شکوفه های مهربانی در قلب ها جوانه می زند.
امروز لب ها برای لبخند پر از بهانه اند و بازار محبت گرم است.
شاید بتوان با سرمایه احسان و نیکوکاری، در این روز، دلی به دست آورد و با دوستی و مهرورزی، بوستان وجود را زینت داد و نهال عشق و خوبی را بار دیگر آبیاری کرد.
انسان دوستی یا نیکوکاری (به انگلیسی: philanthropy) به اعمال یا اوقافی گویند که در راه اهداف بشردوستانه و برای مقاصد نیکوکاری انجام شده باشد.
از سال 1369 هر سال در اسفند ماه و در آستانه عید نوروز و بهار طبیعت ، مردم مهربان و نیکوکار کشور ما همزمان با هفته احسان و نیکوکاری در 14 اسفند در همایشی عظیم که تبلور نوع دوستی، نیکوکاری و مهرورزی آنان است دست های پر محبت و عاطفه خویش را بر سر خانواده های نیازمند و کودکانشان می کشند.
هفته نیکوکاری (از چهاردهم تا بیست و یکم اسفندماه) به منظور جذب کمکها و هدایای مردم به خانواده های محروم و نیازمند برگزار می شود که جمع آوری و توزیع آن توسط کمیته امداد صورت می گیرد.
جشن نیکوکاری صرف نظر از هدایایی که طی آن جمع آوری می شود به لحاظ معنوی ، اجتماعی و فرهنگی دارای کارکرد های ویژه ای است که از جمله آنها می توان به گسترش و تقویت هرچه بیشتر فرهنگ احسان و انفاق، کمک به همنوع و انسجام اجتماعی اشاره کرد. نوع دوستی و کمک به همنوع از دیدگاه آیین الهی و جهانی اسلام امری ذاتی و فطری است. در واقع خداوند متعال تمایل به کمک کردن به همنوعان را به صورت یک شناخت در قلب هر بشری الهام کرده است . بدین مفهوم که عمل نیکوکاری به صورت نور الهی در قلب و سرشت انسان وجود دارد.
نگرش دین
در فرهنگ شکوهمند اسلام، انفاق در راه خدا، از مصادیق احسان شمرده شده و روایات و آیات بسیاری در تأکید آن آمده است که در این مطلب به برخی از آنها اشاره می کنیم :

اجر و مزد انفاق
قرآن مجید اجر و مزد انفاق در راه خدا را هفتصد برابر بیشتر می داند. و نیز می فرماید: «اگر چیزی را در راه او انفاق کنید، خداوند عوض آن را می دهد و جای آن را پر می کند و او بهترین روزی دهندگان است.»

انفاق کنندگان رستگارانند
قرآن مجید، انفاق در راه خدا و دوری از صفت ناپسندیده بُخل و طمع را، از ویژگی های اخلاقی رستگاران شمرده شده است. در آیه 16 سوره تغابن آمده است: «تا می توانید تقوای الهی پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است و کسانی که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند، رستگارانند.»
خداوند اعمال ما را وسیله آزمایش مان ذکر می کند و ضمن توصیه به انفاق، ما را از پاداش عظیم آن با خبر می نماید و حفظ وجودمان را از بخل سبب رستگاری مان می داند.

  • ۰
  • ۰

کمبود آب شامل تنش آب، کم‌آبی و بحران آب است. مفهوم تنش آب نسبتاً جدید است. تنش آب مشکل در یافتن منابع آب شیرین برای استفاده است، که علت آن تخلیه منابع است. بحران آب وضعیتی است که در آن آب قابل آشامیدن و غیر آلوده در یک منطقه کمتر از تقاضای آن است.[۲]
پنجاه سال پیش، زمانی که جمعیت در کره زمین از نیمی از جمعیت کنونی آن کمتر بود، درک مشترک این بود که آب یک منبع بی‌نهایت است]. مردم مانند امروز ثروتمند نبودند، کمتر کالری مصرف می‌کردند و گوشت کمتری می‌خوردند، بنابراین آب کمتری برای تولید مواد غذایی نیاز بود. آنها به یک سوم حجم آبی که ما در حال حاضر از رودخانه برداشت می‌کنیم نیاز داشتند. امروز، رقابت برای منابع آب بسیار شدید تر است. دلیل این است که در حال حاضر بیش از هفت میلیارد نفر بر روی زمین وجود دارند، مصرف گوشت و سبزیجات و آب در حال زیاد شدن است و رقابت برای آب در بخشهای صنعتی، شهری و سوخت‌های زیستی بیشتر شده است.
مقدار کل منابع آب شیرین نیز به دلیل تغییرات آب و هوایی که موجب عقب‌نشینی یخچال‌های طبیعی، کاهش جریان رودخانه و کوچک شدن دریاچه‌ها شده، کاهش یافته است. بسیاری از آبخوان‌ها (سفره‌های آب زیرزمینی) که بیش از حد پمپ شده‌اند به سرعت پر نمی‌شوند. اگر چه کل منابع آب شیرین مورد استفاده قرار نگرفته است، بسیاری آلوده، شور، نامناسب و یا غیرقابل دسترس برای مصارف شرب، صنعت و کشاورزی شده‌اند. برای جلوگیری از یک بحران جهانی آب، کشاورزان باید برای افزایش بهره‌وری برای پاسخگویی به تقاضاهای رو به رشد برای مواد غذایی تلاش کنند، در حالیکه صنایع و شهرها به دنبال پیدا کردن راه‌هایی برای استفاده بهتر از آب باشند.[۷]
مقالهٔ نیویورک تایمز، «بررسی خشکسالی جنوب شرقی کم آبی را به جمعیت ربط می‌دهد، نه گرم شدن زمین»، یافته‌های پژوهشگران دانشگاه کلمبیا در مورد موضوع خشکسالی در جنوب شرقی آمریکا بین سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ را خلاصه می‌کند. این یافته در مجله آب و هوا چاپ شد. آنها می‌گویند کمبود آب بیشتر ناشی از اندازه جمعیت است تا از کمی بارش باران. ارقام سرشماری نشان می‌دهد که جمعیت گرجستان در بین سال‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۷ از ۴۸/۶ به ۵۴/۹ میلیون نفر رسیده است. پس از بررسی داده‌های بدست آمده از ابزار هواشناسی، مدل‌های کامپیوتری و اندازه‌گیری حلقه‌های درخت که منعکس کننده بارش باران هستند، آنها دریافتند که خشکسالی بی‌سابقه نبوده و ناشی از حالت طبیعی الگوهای آب و هوا و رخدادهای تصادفی آب و هوایی است. «خشکسالی‌های مشابه در طی هزار سال گذشته روی داده است»، پژوهشگران نوشتند: «صرف نظر از تغییرات آب و هوایی، انتظار می‌رود که در آینده چنین الگوهای آب و هوایی و با نتایج مشابه روی دهد.»[۸] همان‌طور که دما زیاد می‌شود، بارش باران در جنوب شرقی افزایش خواهد یافت، اما به دلیل تبخیر ممکن است حتی منطقه خشکتر شود. پژوهشگران با گفتن این مطلب نتیجه‌گیری کردند که هر بارندگی نتیجهٔ فرایندهای داخلی پیچیده در جو است و به دلیل مقدار زیاد متغیرها پیش بینی بسیار سخت است.

نشانه‌ها
چندین نشانه اصلی برای بحران آب وجود دارد.
بیماری‌های ساری از راه آب و نبود آب بهداشتی لوله کشی یکی از علل عمده مرگ و میر در سراسر جهان هستند. برای کودکان زیر پنج سال، بیماری‌های ساری از راه آب علت اصلی مرگ و میر است. در هر زمان، نیمی از تخت‌های بیمارستان در جهان توسط بیماران مبتلا به بیماری‌های ساری از راه آب اشغال شده است. به گفته بانک جهانی، ۸۸ درصد از تمام بیماری‌های ساری از راه آب توسط آب آشامیدنی ناسالم، نبود بهداشت و بهداشت نامناسب ایجاد می‌شود. آب توازن شکننده اساسی برای تأمین آب سالم است، اما عوامل قابل کنترل مانند مدیریت و توزیع منابع آب خود سهم بیشتری در کمبود آب دارند.
گزارش سازمان ملل متحد ۲۰۰۶ که بر مسائل مربوط به حکومت به عنوان هسته اصلی بحران آب متمرکز است، می‌گوید: "آب به اندازه کافی برای همه وجود دارد" و "کمی آب اغلب به دلیل مدیریت نادرست، فساد، نبود نهادهای مناسب، سستی بوروکراتیک و کمبود سرمایه‌گذاری هم در ظرفیت انسانی و هم در زیرساخت‌های فیزیکی است ". داده‌های رسمی همچنین نشان می‌دهند ارتباط روشن بین دسترسی به آب سالم و نسبت تولید ناخالص داخلی به درآمد سرانه وجود دارد.[۹]
همچنین اقتصاددانان ادعا کرده‌اند که وضعیت کنونی آب به دلیل نبود حقوق مالکیت، مقررات دولتی و یارانه‌ها در بخش آب، باعث قیمت بسیار پایین و مصرف بیش از حد بالای آن است.[۱۰][۱۱][۱۲]
پوشش گیاهی و زندگی وحش اساساً بستگی به منابع آب شیرین دارد. مردابها ،باتلاقها و مناطق ساحلی وابسته به منابع پایدار آب هستند، اما اگر دستیابی به آب کاهش یابد، جنگل‌ها و سایر اکوسیستم‌ها نیز به همان اندازه در معرض خطر تغییرات عمده خواهند بود. در مورد تالاب‌ها، با گسترش جمعیت انسانی مساحت قابل توجهی از حیات وحش گرفته شده تا برای منابع غذایی و خانه سازی استفاده شود. اما مناطق دیگری از کاهش تدریجی آب شیرین آسیب می‌بینند چون در بالادست، برای استفاده انسان از منابع آب انشعاب گرفته می‌شود. در هفت ایالت از ایالات متحده بیش از ۸۰ درصد از تمام تالاب تاریخی در دههٔ ۱۹۸۰ پر شده‌اند، تا اینکه کنگره آمریکا قانون "no net loss"را برای حفاظت تالابها تصویب کرد.

در اروپا نیز از دست رفتن گستردهٔ تالابها و در نتیجه از دست رفتن تنوع زیستی رخ داده است. برای مثال بسیاری از باتلاقها در اسکاتلند با افزایش جمعیت انسانی گسترش و یا کاهش یافته‌اند.

  • ۰
  • ۰
آلودگی هوا تغییر در ویژگی‌های طبیعی جو براثر مواد شیمیایی، غباری یا عامل‌های زیست‌شناختی است. جو یا اتمسفر سامانهٔ گازیِ طبیعیِ پویا و پیچیده‌ای‌ است که زندگانی در سیارهٔ زمین به آن بازبسته‌است. تحلیل‌رفتن لایه اوزون ِ استراتوسفر به خاطر آلودگی هوا، دیرزمانی‌ است که خطری برای تندرستی مردمان و نیز زیست‌بوم‌های زمین شناخته می‌شود.
این آلودگی هوا ممکن است طبیعی (مانند فعالیت آتش‌فشان‌ها)، یا مصنوعی باشند. آلودگی‌های مصنوعی عمدتاً ناشی از فعالیت وسایل نقلیه و کارخانه‌ها هستند.
اثرات بر روی انسان
سالیانه ۳ میلیون نفر در اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند که ۹۰ درصد آنان در کشورهای توسعه یافته هستند. دربعضی کشورها تعداد افرادی که در اثر همین عامل جان خود را از دست می‌دهند بیشتر از قربانیان سوانح رانندگی است. این مرگ و میر بطور خاص مربوط به آسم، برونشیت، تنگی نفس و حملات قلبی و آلرژی‌های مختلف تنفسی است.[۱]
آلودگی هوا به طرق گوناگونی می‌تواند آثار زیانبار درازمدت و کوتاه مدتی بر سلامت انسانها بگذارد. تاثیر آلودگی هوا بر افراد مختلف متفاوت است. آسیب پذیری برخی افراد در برابر آلودگی هوا بسیار بیشتر از سایرین است. کودکان کم سن و سال و سالمندان بیشتر از دیگران از آلودگی هوا آسیب می‌بینند.
معمولاً میزان آسیبها بستگی به میزان قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی زیانبار دارد یعنی مدت تماس با آلاینده‌ها و غلظت مواد شیمیایی. صدمات ریوی ناشی از هوای آلوده به اوزون، خطری است که هر ۳ نفر از ۵ نفر با آن روبرو هستند.
متخصصان معتقدند که موادی که از طریق هوای آلوده وارد محیط می شوند دارای ترکیباتی هستند که باعث نابودی بافت های مختلف بدن خواهد شد. این رادیکال های آزاد، از طریق ریه، پوست، مخاط بدن، مخاط چشم، گوش، بینی و دستگاه گوارش، وارد بدن شده و باعث تخریب تک تک سلول ها بدن می شود در واقع تجمع رادیکال های آزاد در بدن هنگام آلوده بودن هوا، افزایش یافته و رادیکال های آزاد، به دلیل آنکه اکسیژن های ناپایداری دارند به دنبال جا و مکانی می شوند که با یک سلول واکنش نشان دهند و آن را اکسید کنند.[۲]
باران اسیدی
یکی از آثار و نتایج آلودگی هوا باران اسیدی است. باران‌های اسیدی از گازهای سولفور دی اکسید و از خانوادهٔ نیتروژن اکسید که از دود اگزوز اتومیبلها و کارخانجات ایجاد می‌شود، به وجود می‌آید. این گازها در اتمسفر زمین با بخار آب واکنش داده و اسیدهایی مانند سولفوریک اسید و نیتریک اسید را تشکیل می‌دهند. یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود. باران هنگامی اسیدی می‌شود که میزان PH آب آن کمتر از ۵٫۶ باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیـــایی به وجود آمــــده میان دی‌اکسیــــد کربن و حالت محلــــول آن یعنــی بی‌کربنــات (HCO3) در آب خالص است. باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.
آلوده کننده‌ها
مهمترین آلاینده‌هایی که از طریق فعالیت‌های انسانی تولید می‌شوند، شامل این موارد می‌شود:
•    مونوکسید کربن - گازی بی‌بو و بی‌رنگ و سمی که بر اثر احتراق ناقص ایجاد می‌شود.
•    اکسیدهای گوگرد به ویژه دی‌اکسید گوگرد - ذغال سنگ و سوخت‌های نفتی مقداری گوگرد نیز در خود دارند و سوختن آنها دی‌اکسید گوگرد تولید می‌کند.
•    اکسیدهای نیتروژن به ویژه دی اکسید نیتروژن - که بر اثر احتراق در دماهای بالا تولید می‌شوند. دی‌اکسید نیتروژن بویی تند و زننده دارد و رنگ قهوه ای که بر فراز آسمان شهرهای بزرگ دیده می‌شوند ناشی از این گاز است.
•    ترکیبات آلی فرار - این ترکیبات به دو دسته متان و غیرمتان‌ها تقسیم می‌شوند. متان گاز اصلی تشکیل‌دهنده گاز طبیعی است و اثر گلخانه‌ای بسیار نیرومندی دارد. بقیه ترکیبات آلی فرار هم اثرات گلخانه‌ای قابل توجهی دارند. ترکیبات فرار آروماتیک مثل بنزن و تولوئن اثر سرطانزایی داشته و در معرض آنها قرار گرفتن به طور مستمر می‌تواند منجر به سرطان خون شود.
•    ذرات معلق به تمامی اجزاء ریز مایع یا جامدی (به جز آب خالص) گفته می‌شود که در جو زمین پراکنده هستند و اندازه میکروسکوپی یا زیرمیکروسکوپی اما بزرگتر از ابعاد مولکولی دارند. ذرات کوچکتر بسیار خطرناکتر هستند چراکه به ریه‌ها نفوذ کرده و برخی از آنها حتی وارد جریان خون می‌شوند و باعث بیماری‌های تنفسی و قلبی مختلف می‌شوند. این ذرات همچنین بر روی خاک و آب نشسته و آلودگی منابع آبی و خاک را موجب می‌شوند.
•    کلروفلوئوروکربن‌ها - گازی که عامل اصلی تخریب لایه ازن است و استفاده از ترکیباتی که باعث آزادسازی آن می‌شود امروزه ممنوع شده‌است.
•    فلزات سمی مثل سرب و جیوه
•    ازون تروپوسفری
•    آلودگی‌های رادیواکتیو
•    آمونیاک که بیشتر بر اثر استفاده از کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی ایجاد می‌شود.
پیشگیری
در بسیاری از کشورهای جهان اقداماتی برای کاهش آثار آلودگی هوا بر محیط زیست انجام شده‌است. درحالی که دانشمندان آثار زیانبار آلودگی هوا را بر گیاهان، حیوانات و زندگی انسانها مطالعه می‌کنند، قانون‌گذاران قوانینی را برای کنترل کاهش آلاینده‌ها تصویب نموده و آموزگاران در مدارس و استادان در دانشگاهها آثار آلودگی هوا را برای نسل جوان تشریح می‌کنند.
اولین گام برای حل مشکل آلودگی هوا ارزیابی است. محققان آلودگی هوا را بررسی نموده و استانداردهایی را برای اندازه‌گیری نوع و مقدار آلاینده‌های خطرناک تعیین می‌کنند. بعد از آن باید حد مجاز آلاینده‌های هوا مشخص شود.
در مرحله بعد می‌توان گامهایی برای کاهش آلودگی هوا برداشت. تنظیم مقرراتی برای موادی که در اثر فعالیتهای انسانی در فضا منتشر می‌شود این هدف را تکمیل می‌کند. بسیاری از کشورها برای میزان انتشار آلاینده‌های خودروها و صنایع محدودیت‌هایی را اعمال کرده‌اند. این کار از طریق سازمانهای هماهنگ‌کننده که وظیفه نظارت بر محیط زیست و هوا را به عهده دارند انجام می‌شود. در سازمان ملل برنامه مدیریت جو طرحهای زیست محیطی را در سراسر جهان اجرا می‌کند. در روزهای بحرانی آلودگی هوا حتی الامکان از تردد در محدوده‌های مرکزی و پر ترافیک شهر اجتناب کنید. استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی در سفرهای روزانه درون شهری خود را جایگزین خودروهای شخصی نمائید. فعالیت یا بازی کودکان در محیطهای باز را محدود نمائید. و افراد مسن یا افراد با بیماریهای قلبی، ریوی نظیر آسم، برونشیت مزمن و نارسائی قلبی از خروج از خانه اجتناب نمایند.
ویتامین E از ویتامین های محلول در چربی است که همچون ویتامین ث خاصیت آنتی اکسیدانی دارد و اثر شیمیایی مخربی را که آلودگی هوا بر بافت های بدن وارد می کند را از بین می برد.[۳]

  • ۰
  • ۰

اسب یا اسپ با نام علمیEquus ferus caballus،[۱][۲] یکی از دو زیرگونههای اسب وحشی (Equus ferus) است. این جانور پستاندار و فَردسُم است و به تیره اسبیان تعلق دارد. فرگشت اسب از ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش به این سو آغاز شده است، گذشتهٔ اسب‌های بزرگ و تک‌سم امروزی به جانورانی کوچک‌جثه و چندسم باز می‌گردد. نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد انسان تلاش کرد تا اسب را اهلی کند. گمان بر این است که تا سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد اسب‌های اهلی در جاهای گوناگونی از زمین حضور داشتند. اسب‌های زیرگونهٔ caballus اهلی شده‌اند، اگرچه بسیاری از آن‌ها در طبیعت آزاد زندگی می‌کنند. البته اسب‌هایی وجود دارند که هرگز اهلی نشده‌اند؛ برای نمونه اسب شوالسکی تنها زیرگونه‌ای است که واقعاً تاکنون وحشی باقی‌مانده است.
اندام‌های اسب به گونه‌ای است که به آن اجازه می‌دهد بی درنگ سرعتش را در برابر درندگان بالا برد. اسب توان بالایی در نگه داشتن تعادلش در هنگام دویدن دارد، همچنین می‌تواند بی درنگ خود را آمادهٔ نبرد یا فرار از دشمن کند. اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده یا نشسته بخوابند. دوران بارداری اسب ماده (مادیان) نزدیک به یازده ماه است. نوزاد اسب که کُرّه نام دارد اندکی پس از آنکه به دنیا آمد می‌تواند روی پاهایش بایستد و بدود. بیشتر اسب‌های اهلی در میانهٔ دو تا چهار سالگی زیر زین یا مهار (برای درشکه) تمرین می‌بینند. اسب در پنج سالگی کاملاً بالغ می‌شود و می‌تواند میان ۲۵ تا ۳۰ سال نیز عمر کند.
نژاد اسب بسته به خوی جانور، دارای سه دستهٔ مهم است: اسب‌های سرزنده یا «پُرحرارت» که می‌توانند در سرعت‌های بالا داشته باشند، اسب «خونسرد» مانند اسب‌های بارکشی و اسبچه که برای کار سنگین و سرعت کم مناسبند، و «اسب‌های خون‌گرم» که از ترکیب دو نژاد دیگر بدست آمده‌اند که برای سواری‌های با هدف ویژه آموزش می‌بیند و در اروپا معمول هستند. امروزه بیش از ۳۰۰ گونه اسب در جهان وجود دارد که هرکدام برای هدف ویژه‌ای پرورش می‌یابند.
انسان و اسب در موردهای گوناگونی به صورت رقابتی یا غیر رقابتی با هم اندرکنش دارند؛ مانند کار به صورت اسب پلیس، کشاورزی، کارهای تفریحی و درمانی. از دیرباز اسب‌ها در میدان‌های جنگ کاربرد داشته‌اند و به همین دلیل فن‌ها و ابزارهای سوارکاری و کنترل اسب بسیار گسترده‌اند. محصولات بسیاری از اسب بدست می‌آید که از آن جمله می‌توان به: گوشت، شیر، مو، استخوان، پوست و برداشت مواد دارویی از ادرار مادیان باردار اشاره کرد. انسان‌ها برای اسب‌های اهلی، خوراک، آب، پناهگاه، مراقبت‌های پزشکی و نعل فراهم می‌کنند.
واژه اسب (Aspa) (آفریده نیک) که در اوستا آمده‌است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی) است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده‌است. و بسیاری از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده‌است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شده‌است.[۳]
نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.
اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ و ...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است.[۴] در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. خود این واژه از ریشهٔ واژهٔ هندواروپایی *eḱwa یا eḱwo ریشه گرفته‌است.[۵] اسب برای اولین بار در آسیای میانه اهلی شده‌است.[۶] سپس به دشتهای ایران راه یافته‌است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به فارس معرب کرده‌اند و آن را به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده‌است.
رده‌بندی و فرگشت
فرگشت اسب، اسبان (سرده) و اسبیان
اسب برای ادامه بقا خود را برای زندگی در مناطق باز و وسیع و علفزارها تطبیق داد. در چنین زیست‌بومی، جانوران چراکننده بسیار بزرگ، به ویژه نشخوارگران، توانایی ادامه حیات نداشتند.[۷] اسب‌ها و دیگر اسبیان جانورانی فردسم از راسته فردسمان هستند، گروهی از پستانداران که در دوره ترشیاری بر زمین حکم می‌راندند. در گذشته، این راسته شامل ۱۴ تیره بود ولی امروزه تنها ۳ تیره از آن‌ها (اسبیان، تپیرها، و کرگدنها) باقی‌مانده‌اند.[۸]
کهن‌ترین گونه شناخته شده از تیره اسبیان خرگوشک‌دد (نام علمی: Hyracotherium) است که میان ۵۵ تا ۴۵ میلیون سال پیش در دوره ائوسن زندگی می‌کرد. این جانور ۴ انگشت در هر پای جلویی داشت و ۳ انگشت در پاهای عقبی.[۹] انگشت اضافه در پاهای جلو با پدیدار شدن میان‌اسب‌آبی (نام علمی: Mesohippus) در ۳۷ تا ۳۲ میلیون سال پیش از میان رفت.[۱۰] با گذر زمان، انگشت‌های کناری (بیرونی) اضافی کوچک و کوچک‌تر شدند تا آنکه ناپدید گشتند. همه آنچه در اسب‌های کنونی باقی‌مانده است تعدادی استخوان وستیجیال کوچک در پا زیر زانو است.[۱۱] پاهای آن‌ها همچنین با ناپدید شدن انگشتان بلندتر شد تا آنکه اسب‌ها تبدیل به سم‌دارانی شدند که می‌توانستند با سرعت زیاد بدوند.[۱۱] تا هنگام ۵ میلیون سال پیش، اسب نوین کنونی پدید آمده بود.[۱۲] دندان‌های اسب همچنین خود را از دندان‌هایی برای خوردن گیاهان نرم و گرمسیر به دندان‌هایی برای جویدن علف‌های اندکی خشک‌تر و سپس علف‌های دشت و صحراها تغییر دادند. از این رو، اسب‌های نخستین از جانورانی برگ‌خوار و جنگل‌نشین به جانورانی علف‌خوار و ساکن مناطق نیمه‌خشک سراسر جهان از جمله استپهای اوراسیا و دشت‌های بزرگ آمریکای شمالی تبدیل شدند.
تا هنگام ۱۵٬۰۰۰ سال پیش، اسب امروزین جانوری با گستردگی فراوان در هام‌شمالگان بود. استخوان‌های اسب از این دوره، یعنی پایان پلیستوسن، در اروپا، اوراسیا، برینژیا ، و آمریکای شمالی یافت شده‌اند.[۱۳] این در حالی است که میان ۱۰٬۰۰۰ تا ۷٬۶۰۰ سال پیش، اسب در آمریکای شمالی منقرض شد و در دیگر نقاط نیز کمیاب.[۱۴][۱۵][۱۶] دلایل این انقراض هنوز به درستی شناخته نشده‌اند، ولی یک نگره به این اشاره می‌کند که انقراض در آمریکای شمالی مصادف با ورود انسان بود.[۱۷] دیگر بررسی بر این باور است که تغییرات آب و هوایی باعث ایجاد توندراهایی فاقد گیاهان مفید برای این جانوران در نزدیک به ۱۲٬۵۰۰ سال پیش شد.[۱۸]
اسب وحشی
اسب وحشی راستین اسبی است که هیچ نیایی نداشته باشد که توسط انسان اهلی شده باشد. با این حال بیشتر اسب‌هایی که امروزه «وحشی» خوانده می‌شوند در حقیقت اسب‌هایی هستند که نیاکانشان به دلایل گوناگون از گله‌ای که درشان بوده‌اند جدا شده و اندک اندک به روش زندگی پیشین بازگشته‌اند.[۱۹] تنها دو زیرگونه اسب وحشی راستین تارپان و شوالسکی توانستند به روزگار کنونی برسند و از آن میان نیز تنها دومی امروزه باقی‌مانده است.
اسب شوالسکی (با نام علمی Equus ferus przewalskii) که پس از نیکولای شوالسکی کاشف روس نامگذاری شد زیرگونه‌ای کمیاب از اسب است. این جانور با نام «اسب وحشی مغولستان» نیز شناخته می‌شود. مردم مغولستان آن را با نام تاکی می‌شناسند و قرقیزها آن را کیرتاگ صدا می‌کنند. این زیرگونه میان سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۲ در طبیعت منقرض شده بود، با این حال دسته‌های کوچکی از آن‌ها در باغ‌وحش‌های سراسر جهان نگهداری می‌شدند. در ۱۹۹۲، در پی تلاش‌های چند باغ‌وحش برای بازگرداندن آن به حیات وحش،[۲۰] اسب‌های شوالسکی وحشی در مغولستان رها شدند و امروزه می‌توان آن‌ها را در این کشور یافت.[۲۱][۲۲]
تارپان یا اسب وحشی اروپایی (با نام علمی Equus ferus ferus) در اروپا و بیشتر آسیا یافت می‌شد. این جانور دوران تاریخی را پشت سر گذاشت ولی در ۱۹۰۹ منقرض شد. در این سال واپسین اسب در اسارت در باغ وحشی در روسیه درگذشت،[۲۳] و بدین وسیله، تبار ژنتیکی از دست رفت. تلاش‌هایی برای بازآفرینی تارپان انجام گرفته که منجر به تولید اسب‌هایی با ویژگی‌های ظاهری بیرونی همانند با اسب‌های وحشی پیشین شده است، اما به دلیل آنکه والدین این اسب‌ها وحشی نبوده‌اند، نمی‌توان اسب‌های جدید را وحشی دانست.[۲۳][۲۴][۲۵]
طول عمر و مرحله‌های زندگی
طول عمر یک اسب اهلی امروزی به نژاد، روش نگهداری و شرایط محیطی بستگی دارد اما می‌توان امید داشت که یک اسب میان ۲۵ تا ۳۰ سال عمر کند.[۲۶] البته گونه‌های غیرمعمولی وجود دارد که تا ۴۰ سال و گاهی بیشتر هم عمر می‌کنند.[۲۷] پیرترین اسبی که برای وجود آن سند در دسترس است بیلی پیر نام دارد که در سدهٔ ۱۹ میلادی زندگی می کرده و تا سن ۶۲ سالگی رسیده بود.[۲۶] «شوگر پوف» نام یک اسب از نژاد اسبچه است که توانسته بود لقب پیرترین اسب زنده را از آن خود کند و نامش را میان رکوردهای جهانی گینس ثبت کند؛ این اسب در سن ۵۶ سالگی در ۲۰۰۷ از دنیا رفت.[۲۸]

بدون در نظر گرفتن روز تولد هر اسب، برای بیشتر مسابقه‌ها، هر سال در یک ژانویه در نیم کرهٔ شمالی[۲۶][۲۹] و در یک اوت در نیم کرهٔ جنوبی[۳۰] به عدد سن اسب یک سال افزوده می‌شود ولی برای اسب‌هایی که در مسابقهٔ سواری استقامت شرکت می‌کنند این معیار برقرار نیست، برای این اسب‌ها حداقل سن اسب مهم است و این سن از روی تاریخ دقیق تولد اسب سنجیده می‌شود.[۳۱]
اندام
اندازه نژادهای گوناگون اسب بسیار با هم متفاوت است، همانند اسبی بزرگ و بالغ و یک اسبچه کوچک‌جثه.
قد اسب‌ها از جدوگاه آن‌ها سنجیده می‌شود؛ جایی که گردن به پشت جانور می‌رسد.[۳۲] این نقطه از آن رو به عنوان مرجع به کار می‌رود که نقطه‌ای پایدار از دیدگاه کالبدشناسی است. بر خلاف سر یا گردن، ارتفاع جدوگاه با حرکت دادن بخش‌های مختلف بدن چون سر و گردن تغییر نمی‌کند.
اندازه اسب‌ها بسته به نژادشان فرق می‌کند، ولی به رژیم غذایی هم مرتبط می‌شود. اسب‌های سواری کم‌وزن قدی میان ۱۶۳–۱۴۲ سانتی‌متر دارند و وزنشان به ۵۵۰–۳۸۰ کیلوگرم می‌رسد.[۳۳] اسب‌های سواری بزرگتر قدی بالاتر از ۱۵۷ سانتی‌متر دارند و اغلب بیشتر از ۱۷۳ سانتی‌متر می‌شوند. آن‌ها همچنین وزنی میان ۶۰۰–۵۰۰ کیلوگرم دارند.[۳۴] اسب‌های سنگین‌وزن اغلب کمینه ۱۶۳ سانتی‌متر قد با بیشینه‌ای برابر با ۱۸۳ سانتی‌متر، و وزنی میان ۱۰۰۰–۷۰۰ کیلوگرم دارند.[۳۵]
احتمالاً بزرگترین اسب ثبت‌شده در تاریخ اسبی شایری به نام «سمپسون» بود که در ۱۸۴۸ به دنیا آمد. او ۲۲۰ سانتی‌متر طول و ۱۵۰۰ کیلوگرم وزن داشت.[۳۶] امروزه مقام کوچک‌جثه‌ترین اسب جهان متعلق به تامبلینا است؛ اسبی بالغ و مینیاتوری که مبتلا به کوتولگی است. قد تامبلینا ۴۳ سانتی‌متر و وزنش ۲۶ کیلوگرم است.[۳۷]
اسبچه
از نظر ریشه، اسبچه و اسب‌های معمولی هر دو از خانوادهٔ اسبیان اند. تفاوت اصلی میان آن دو در بلندی قد آن‌ها است این تفاوت بویژه هنگام شرکت در مسابقه مورد توجه قرار می‌گیرد. اسبچه‌ها و اسب‌های معمولی از نظر رُخ‌مان و خوی هم با هم متفاوتند.
استاندارد سنتی برای بلندی یک اسب یا اسبچه در هنگام بزرگسالی، ۱۴٫۲ وجب (۱۴۷ سانتیمتر) است. اگر قد حیوان برابر با ۱۴٫۲ وجب یا بیشتر بود حیوان، اسب خوانده می‌شود اما اگر قدش کوتاه تر بود، اسبچه دانسته می‌شد.[۳۸] البته استثناهای زیادی برای این پیمانهٔ سنجش وجود دارد. در استرالیا اسبچه به آن‌هایی گفته می‌شود که قدی کوتاه تر از ۱۴ وجب (۱۴۲ سانتیمتر) دارند.[۳۹] برای مسابقه در سرزمین‌های غربی ایالات متحده، این معیار ۱۴٫۱ وجب (۱۴۵ سانتیمتر) است.[۴۰] فدراسیون ورزش‌های سوارکاری، بلندی اندام اسب را در سامانهٔ متری می‌سنجد و به آن‌هایی اسبچه می‌گوید که بدون نعل، قدی کوتاه تر از ۱۴۸ سانتیمتر در جلوگاه داشته باشند. که اگر نعل اسب را در نظر بگیریم به ۱۴٫۲ وجب یا ۱۴۹ سانتیمتر می‌رسیم.[۴۱]
بلندی تنها معیار سنجش اسبچه از اسب نیست. دفترهای ثبت نژاد اسب گاهی اسب‌هایی دارند که قدشان از معیار ۱۴٫۲ وجب بیشتر یا کمتر است آن‌ها می‌گوید نه به قد، بلکه به پدر و مادر حیوان باید نگاه کرد و از روی آن نژادش را ثبت کرد.[۴۲] چون اسبچه‌هایی دیده شده که ویژگی‌های مشترکی با اسب‌های معمولی دارند و گاهی بلندی آن‌ها بیش از ۱۴٫۲ وجب است اما همچنان اسبچه دانسته می‌شوند.[۴۳]
اسبچه‌ها معمولاً، یال، دُم و در مجموع پوشش ضخیم تری دارند. همچنین به نسبت پاهایی کوتاه تر، قوس شکم پهن تر، استخوان‌های سنگین تر، گردن کلفت تر و کله‌ای کوتاه با پیشانی پهن دارند. این جانور از اسب آرام تر است و در عین حال از هوش خوبی برخوردار است که گاهی از آن برای همکاری با انسان بهره می‌برد.[۳۸] اندام کوچک تنها نشانهٔ این حیوان نیست برای نمونه اسبچه شتلند که به طور متوسط ۱۰ وجب یا ۱۰۲ سانتیمتر است هم یک اسبچه دانسته می‌شود.[۴۴] در مقابل گونه‌هایی از اسب مانند فالابلا و اسب‌های مینیاتوری یا کوچک‌اندام که بلندی آن‌ها به بیش از ۷۶ سانتیمتر نمی‌رسد در دفترهای ثبت نژاد به عنوان «اسب بسیار کوچک» رده بندی شده‌اند و نه اسبچه.[۴۵]
رنگ
اسب‌ها رنگ بدن‌های بسیار متنوعی دارند. اغلب اسب را نخست با رنگ بدنش معرفی می‌کنند، سپس نژاد یا جنسیت.[۴۶] اسب‌های هم‌رنگ از روی تفاوت در وسم‌های سفید روی پوستشان شناسایی می‌شوند؛[۴۷] وسم‌هایی که در کنار الگوهای متنوع خال داشتن پوست، مستقل از رنگ پوست بدن به ارث برده می‌شوند.[۴۸]
بسیاری از ژنهایی که الگوها و رنگ‌های پوست بدن اسب‌ها را تولید می‌کنند شناسایی شده‌اند. آزمایش‌های ژنتیکی کنونی توانسته‌اند کمینه ۱۳ الل گوناگون مؤثر بر رنگ پوست را پیدا کنند،[۴۹] و پژوهش بر روی یافتن ژن‌های جدید مرتبط با ویژگی‌های این جانور ادامه دارد. رنگ‌های اصلی بدن اسب‌ها یعنی کرنگ و سیاه توسطی ژنی کنترل‌شده توسط گیرنده ملانوکورتین ۱ تعیین می‌شوند.[۵۰] این ژن با نام‌های «ژن گسترش» یا «فاکتور قرمز» نیز شناخته می‌شود،[۵۱] چرا که فرم مغلوب آن قرمز رنگ است و فرم غالبش سیاه.[۴۹] ژن‌های اضافی دیگری سرکوب رنگ سیاه به رنگ‌آمیزی نقطه‌ای را کنترل می‌کنند؛ عملی که باعث پدید آمدن اسب‌های کهر می‌شود. این ژن‌ها همچنین مسوول تولید همه دیگر الگوهای رنگ‌آمیزی گوناگونی هستند که بر پوست بدن اسب‌ها پدید می‌آیند.[۵۱]
تولید مثل
دوران باروری اسب نزدیک به ۳۴۰ روز یا به طور متوسط ۳۲۰ تا ۳۷۰ روز است[۵۲] و معمولاً حاصل آن یک کره اسب است؛ کمتر دیده شده که یک اسب دوقلو به دنیا آورد.[۵۳] اسب‌ها هنگام تولد می‌توانند روی پای خود بایستند و اندکی پس از تولد حتی می‌توانند بدوند.[۵۴] کره‌ها بیشتر در بهار به دنیا می‌آیند. دوران باروزی (تمایل جنسی) ماده‌ها از آغاز بهار تا پاییز و هر ۱۹ تا ۲۲ روز روی می‌دهد. کره‌ها پس از چهار تا شش ماه از شیر گرفته می‌شوند و خوراک معمولی دارند.[۵۵]
از نظر اندام و فیزیک، یک اسب می‌تواند در ۱۸ ماهگی جفت گیری کند اما برای اسب‌های اهلی بویژه ماده‌ها، کمتر دیده شده که تا پیش از سه سالگی اجازهٔ جفت گیری به آن‌ها داده شود.[۵۶] اسب چهارساله، بالغ دانسته می‌شود هرچند که استخوان‌بندی آن تا شش سالگی همچنان رشد می‌کند. بزرگسال شدن اسب‌ها به نژاد، جنس، روش نگهداری از آن‌ها و ابعادشان بستگی دارد. اسب‌های بزرگتر، به زمان بیشتری برای رشد کامل و تغییر بافت استخوان هایشان نیاز دارند و بیشتر طول می‌کشد تا برخی غضروفها به استخوان تبدیل شود.[۵۷]
بسته به بزرگسالی، پرورش و کاری که از یک اسب انتظار می‌رود، آن‌ها را در سن دو تا چهار سالگی برای سواری و زیر زین آموزش می‌دهند.[۵۸] اسب‌های مسابقه مانند درساژ عموماً تا پیش از سه یا چهار سالگی زیر زین نمی‌روند چون ماهیچه‌ها و استخوان‌های آن‌ها به اندازهٔ کافی محکم نیست.[۵۹] در این میان نژاد تروبرد یک استثنا است، این اسب مسابقه در برخی کشورها در سن دوسالگی زیر زین می‌رود.[۶۰] اسب‌هایی که برای مسابقه‌های استقامت پرورش می‌یابند تا پیش از ۶۰ ماهگی (پنج سالگی) بزرگسال دانسته نمی‌شوند.
استخوان‌بندی
استخوان‌بندی یک اسب امروزی
بدن اسب به طور میانگین ۲۰۵ استخوان دارد.[۶۱] تفاوت مهم میان استخوان‌بندی بدن اسب و انسان این است که اسب ترقوه ندارد و پاهایش مستقیم به ستون مهره‌ها وصل شده است برای این منظور یک مجموعهٔ نیرومند از ماهیچه، تاندون و رباط که وظیفهٔ اتصال شانه‌ها به تنه (ناحیهٔ سینه و شکم) را دارند همکاری می‌کنند. پا و سُم‌های اسب هم ساختار بسیار ویژه‌ای دارند. استخوان‌های پای آن‌ها متفاوت از آنچه در انسان است پخش شده‌اند. برای نمونه، بخشی از بدن اسب که «زانو» خوانده می‌شود در اصل از استخوان‌های مچی تشکیل شده‌اند که مطابق با مچ دست انسان هستند. استخوان‌های پایینی پا مطابق با استخوان‌های دست یا پای انسان هستند. اسب همچنین هیچ ماهیچه‌ای در پاهای خود زیر زانوها و ران خود ندارد و تنها پوست، مو، استخوان، تاندون، رباط، غضروف، و بافت‌های مرتبط مخصوصی که سم را می‌سازند در آن ناحیه قرار گرفته‌اند.[۶۲]
سم اسب، نعل اسب و نعل‌بند
پاهای اسب و گام برداشتنش آنقدر مهم هستند که در فرهنگ غربی ضرب‌المثلی به شکل «اسبی که پا ندارد، اسب نیست» وجود دارد.[۶۳] سُم اسب از بندهای سرانگشتی، که معادل آن در انسان برابر با سر انگشتان می‌شود، آغاز می‌شوند و توسط غضروف و دیگر بافت‌های نرم پُرخون احاطه می‌شوند. دیواره خارجی سم از همان ماده‌ای ساخته شده است که ناخن انسان را می‌سازد.[۶۴] نتیجه چنین چیزی آن است که این جانور با میانگین ۵۰۰ کیلوگرم وزن می‌تواند بر همان استخوان‌هایی گام بردارد که گویی انسانی بر سر انگشتانش راه می‌رود.[۶۵] برای حفاظت از سم در شرایط گوناگون، نعل‌بندان به درون سم اسبان نعل فرو می‌برند. سم همواره به رشد خود ادامه می‌دهد و در بیشتر اسب‌های اهلی نیاز به کوتاه شدن در بازه‌های زمانی ۵ تا ۸ هفته‌ای دارد.[۶۶] نعل را می‌توان برابر کفش برای اسب دانست.بدون نعل، سم اسب‌ها از راه رفتن آسیب‌های بزرگ می‌بیند. آسیب‌هایی که گاهی به لنگ شدن اسب‌ها برای همیشه می‌انجامد.[۶۷]
دندان
دندان‌های اسب برای چرا ساخته شده است. یک اسب بزرگسال، روی هم رفته ۱۲ دندان پیش (۶ تا در هر فک) در جلوی دهانش دارد. این دندان‌ها برای گاز گرفتن علف‌ها و دیگر گیاهان کاربرد دارد. ۲۴ دندان در دهان اسب برای جویدن ساخته شده‌اند که دندان‌های آسیاب کوچک و دندان‌های آسیاب بزرگ در انتها، پُشت دهان جای گرفته‌اند. اسب‌های اخته شده چهار دندان اضافه تر در پشت دندان‌های پیش دارند این دندان‌ها مانند دندان نیش است. برخی اسب‌ها (نر و ماده) یک تا چهار دندان بسیار کوچک وستیجیال در جلوی دندان‌های آسیاب بزرگ دارند. این دندان‌های کوچک که «دندان گرگی» نامیده می‌شوند که معمولاً کشیده می‌شوند چون در هنگام بستن دهنه به اسب، مزاحمت ایجاد می‌کنند. میان دندان‌های پیشین و آسیاب بزرگ یک فضای تهی وجود دارد که در هنگامی که اسب رام شده است، دهنهٔ اسب مستقیم روی لثههایش در آن ناحیه جای می‌گیرد.[۶۸]
برآورد سن اسب از روی نگاه کردن به دندان‌هایش به دست می‌آید. دندان‌های اسب همواره در حال رشدند که با جویدن علف‌ها، ساییده و کوتاه می‌شوند. دندان‌های پیشین گذر سن اسب را نشان می‌دهند. سطح ساییده شدهٔ دندان، دگرگونی شکل ظاهری دندان و تغییر در زاویه‌هایی که در آن ساییدگی دیده می‌شود، همگی برای یک برآورد نه چندان دقیق از سن اسب مناسب اند. البته روش‌های نگهداری از اسب و خوراکی که حیوان مصرف می کرده هم بر نرخ ساییدگی دندان اثر می‌گذارد.[۲۶]
خوراک
اسب جانوری گیاه‌خوار است. خوراک این حیوان علوفه، چمن و دیگر رشته‌های گیاهی است. اسب به طور پیوسته در تمام روز در حال چریدن است بنابراین در مقایسه با انسان، معدهٔ نسبتاً کوچکی دارد ولی در مقابل رودهای بسیار بلند دارد. این روده جابجایی پیوستهٔ مواد خوراکی و تغذیهٔ بدن را آسان می‌کند. یک اسب ۴۵۰ کیلوگرمی در روز ۷ تا ۱۱ کیلوگرم غذا می‌خورد و در یک روز معمولی ۳۸ تا ۴۵ لیتر آب می‌نوشد. اسب‌ها برخلاف بسیاری از جانوران نشخوار کننده مانند انسان اند و تنها یک معده دارند اما برخلاف انسان‌ها می‌توانند سلولز را هضم کنند. هضم سلولز در سکوم و پیش از ورود به رودهٔ بزرگ روی می‌دهد. اسب‌ها نمی‌توانند خورده‌هایشان را بالا بیاورند برای همین اگر اسبی نتواند خوراکش را به خوبی هضم کند دچار درد شکمی، یکی از عامل‌های معمول مرگ، می‌شود.[۶۹]
چشم یک اسب
حس‌های اسب معمولاً از حس‌های انسان توانمندتر است. اسب مانند درندگان باید همواره از رویدادهای پیرامونش آگاه باشد.[۷۰] اسب‌ها در میان پستانداران خشکی، بزرگترین چشم را دارند،[۷۱] و البته چشمانشان در دو سوی سرشان قرار دارند.[۷۲] با این چشم‌ها، بازهٔ دید اسب به بیش از ۳۵۰ درجه می‌رسد که نزدیک به ۶۵ درجه آن را با هر دو چشم و ۲۸۵ درجه باقی‌مانده را با یک چشم می‌بیند.[۷۱] اسب‌ها دید بسیار خوبی در شب و روز دارند اما تنها دو رنگ را می‌بینند. وضعیت دید آن‌ها از نظر رنگ مانند کوررنگی در انسان است که تنها چند رنگ، به ویژه قرمز و رنگ‌های مرتبط با آن به صورت سایهٔ سبز قابل دیدن است.[۷۳]
شنوایی اسب خوب است و هر گوش آن می‌تواند تا ۱۸۰ درجه به دور خود بچرخد.[۷۰] درنتیجه اسب توان آن را دارد تا صدای همهٔ ۳۶۰ درجهٔ پیرامونش را مستقیم دریافت کند بدون آنکه نیاز باشد سرش را بگرداند.[۷۴] بویایی آن‌ها از انسان بسیار قوی تر است اما حس کلیدی برای آن‌ها نیست، آن‌ها بیشتر بر بینایی خود تکیه می‌کنند.[۷۰]

اسب‌ها توان بالایی در نگه داشتن تعادل خود دارند. این حس ناخودآگاه اینکه در هر لحظه پاها کجا قرار دارند، در اسب بسیار بالا است.[۷۵] اسب حس لامسهٔ پیشرفته‌ای دارد، این حس در پیرامون چشم‌ها، گوش‌ها و بینی حساس تر هم می‌شود.[۷۶] توان حس لامسهٔ اسب به اندازه‌ای است که اگر یک پشه روی هر جایی از بدنش بنشیند، اسب متوجه آن می‌شود.[۷۷]
حس چشایی اسب‌ها هم پیشرفته است، برای همین در میان علف‌ها، می‌توانند خوراکی را که بیشتر دوست دارند برگزینند و بخورند.[۷۸] همچنین لب هایشان می‌تواند کوچکترین دانه‌ها را هم جدا کند. اسب‌ها عموماً علف‌های سمی نمی‌خورند اما گاهی دیده شده که با وجود آنکه علف‌های سالم در دسترس است اما اسب به سراغ علف‌های سمی برود.[۷۹]
در حالت طبیعی و پایه، همهٔ اسب‌ها برای جابجایی با چهار گام حرکت می‌کنند، در حالت قدم رو یا پایه، سرعت اسب به طور میانگین ۶٫۴ کیلومتر بر ساعت است. اگر به صورت دو گام-دو گام بجهد (هر بار دوپا به صورت قطری) در آن صورت سرعتش به ۱۳ تا ۱۹ کیلومتر بر ساعت می‌رسد، اگر به صورت سه گام-سه گام بجهد سرعتش به ۱۹ تا ۲۴ کیلومتر بر ساعت می‌رسد[۸۰] و اگر به صورت چهارنعل بتازد به طور میانگین به ۴۰ تا ۴۸ کیلومتر بر ساعت می‌دود.[۸۱] بالاترین سرعت ثبت شده برای تاختن چهارنعل است در بازهٔ زمانی کوتاه، ۸۸ کیلومتر بر ساعت بوده است.[۸۲] علاوه بر این چهار روش راه رفتن، روش‌های دیگری هم وجود دارد که ممکن است بسته به نژاد و ساختار اندام اسب در توان حیوان نباشد.
رفتار
اسب حیوانی است که همواره شکار شکارچیان است در حالی که توان بالایی در پاسخ جنگ-یا-گریز دارد. نخستین واکنش اسب به یک خطر، رم کردن و گریز است با این حال اگر گریز را برای جوان‌ترها ناممکن ببیند در جای خود می‌ایستد و دفاع می‌کند. البته اسب جانور کنجکاوی است یعنی با اینکه دوست دارد تا از منطقه بگریزد اما پیش از آن، لحظه‌ای درنگ می‌کند تا از عامل خطر مطمئن شود و اگر برداشتش این باشد که چندان خطرناک نیست معمولاً نمی‌گریزد. بیشتر نژادهای اسب سواری برای سرعت، چابکی، هوشیاری و استقامت پیشرفته شده‌اند. این ویژگی طبیعی نژاد آن‌ها است با این حال امروزه با اصلاح نژادی تلاش شده اسب‌هایی سربه‌زیر و فرمانبر تولید شود.[۸۳] اسب‌ها به صورت گلهای زندگی می‌کنند درحالی که در میانشان هر اسب از رتبهٔ ویژه‌ای برخوردار است و سلسله مراتب دارد. یک گله همیشه یک رهبر دارد و این رهبر بیشتر یک ماده اسب است. همچنین آن‌ها جانورانی اجتماعی اند که می‌توانند با جانورانی از گونهٔ خود یا از میان دیگر جانداران و حتی انسان دوستی برقرار کنند. آن‌ها راه‌های گوناگونی برای برقراری ارتباط دارند از جمله می‌توان به در آوردن صداهایی از خود، تیمار کردن، لمس یکدیگر و زبان بدن اشاره کرد. اگر یک اسب تنها بیفتد چیرگی بر آن دشوار می‌شود اما با آموزش کم کم یاد می‌گیرد تا یک انسان را به عنوان دوست و همنشین خود بپذیرد و به دور بودن از هم نوعان خود عادت کند.[۸۴] اگر یک اسب تنها بماند و به اندازهٔ کافی همنشین نداشته باشد یا تمرین و آموزش شبیه سازی همنشینی با انسان به جای اسب نداشته باشد دچار بی حوصلگی و ناهنجاری می‌شود و این مشکل خود را با جویدن چوب، لگد زدن به دیوار، حرکت‌های «موجی» (مرتب به عقب و جلو رفتن) و دیگر مشکلات نشان دهد.[۸۵]
هوش و فراگیری
در گذشته باور این بود که اسب‌ها هیچگونه توان درک و فهم ندارند و حیوانات باهوشی نیستند و اگر کاری می‌کنند از روی رفتارهای کلی گله است. پژوهش‌های امروزی نشان داده است که آن‌ها می‌توانند مجموعه‌ای از کارهای مربوط به شناخت را انجام دهند و یا از دید روانی دچار چالش شوند مانند جستجوی غذا یا شناسایی سامانهٔ اجتماعی. یک اسب می‌تواند تصویرهای دو بُعدی را از سه بُعدی تشخیص دهد.[۸۶] بررسی‌ها نشان داده که یک اسب می‌تواند مسئله حل کند، سرعت را یاد بگیرد و آموخته‌هایش را در ذهنش نگه دارد. آن‌ها از راه خوگیری، حساسیت زدایی، شرطی‌شدن واکنشی و شرطی‌شدن فعال آموزش می‌بینند. آن‌ها به ابزارهای مثبت و منفی پاسخ می‌دهند و از آن‌ها یاد می‌گیرند.[۸۶] همچنین یک اسب می‌تواند تا چهار بشمارد.[۸۷]
اسب‌های اهلی نسبت به اسب‌های وحشی با چالش‌های بزرگتری روبرو می‌شوند چون آن‌ها در دنیایی زندگی می‌کنند که مانند طبیعتشان نیست و غریزهٔ آن‌ها خاموش شده است.[۸۶] اسب‌ها زود عادت می‌کنند و شرایط تازه را می‌پذیرند، اگر این روش به صورت پیوسته بر آن‌ها اعمال شود به آن بهتر پاسخ می‌دهند. برخی آموزش دهندگان اسب بر این باورند که «هوش» اسب به هوش تربیت کننده اش بستگی دارد هرچه تربیت کننده از روش‌های مثبت تری بهره ببرد شرایط مناسب برای یک حیوان تنها را بهتر فراهم کند اسب بهتر آموزش می‌بیند. آن‌هایی که اسب را آموزش می‌دهند می‌گویند که جدا از هوش اسب، شخصیت تربیت کنندهٔ آن هم در اینکه آن حیوان به یک محرک چه پاسخ‌هایی می‌دهد نقش دارد.[۸۸]
خو
اسب‌ها، پستاندارند و جاندارانی خون گرم دانسته می‌شوند. در این تعریف خون گرم در برابر عبارت خونسرد یا خزندگان خونسرد قرار می‌گیرد. هنگامی که از اسب‌ها و خانوادهٔ آن‌ها سخن به میان می‌آید، این عبارت‌ها معنی تازه‌ای به خود می‌گیرند. برای اسب، عبارت‌های خونگرم یا خونسرد برای اشاره به خوی حیوان است و نه تنظیم دمایی بدن آن. همچنین عبارت «پُرحرارت یا پر خون» (Hot blooded) هم وجود دارد و برای اشاره به اسب‌هایی است که بسیار حساس و پُر انرژی اند.[۸۹] عبارت «خونسرد» برای اسب‌هایی است که ساکت تر و آرام‌ترند.[۹۰] گاهی پُرحرارت به «اسب‌های سبک» یا «اسب‌های سواری» گفته می‌شود[۹۱] درحالی که اسب‌های خونسرد در ردهٔ «اسب‌های کار» و «اسب بارکش» جای می‌گیرند.[۹۲]
اسب‌های شرقی مانند اسب عرب، اسب ترکمن آهال-تکه، اسب بَربَر (شمال آفریقا) نژادهای تازهٔ اسب ترکمن مانند تروبرد از جمله اسب‌های پُرحرارت اند.[۸۹] این اسب‌ها زود یاد می‌گیرند، شجاع و سرزنده‌اند و به دلیل چابکی و سرعتشان پرورش داده می‌شوند.[۹۳] اسب پُرحرارت، اندامی لاغر با پاهایی کشیده دارد.[۹۴] نژاد این اسب‌ها نخستین بار از خاورمیانه و شمال آفریقا به اروپا آورده شد. در آن هنگام پرورش دهندگان اروپایی بر آن بودند تا این اسب‌ها را برای مسابقه و سواره‌نظام نزد خود پرورش دهند.[۹۵][۹۶]
اسب‌های سنگین با اندامی عضلانی را به عنوان «اسب‌های خونسرد» می‌شناسند. آن‌ها را به دلیل توان ماهیچه‌ای و خوی آرام و صبورشان پرورش می‌دهند. مردم با کمک آن‌ها بارهای سنگین را جابجا می‌کردند.[۹۰] گاهی به این اسب‌های «غول‌های نجیب» هم گفته می‌شود.[۹۷] از جمله اسب‌های باری می‌توان به نژاد بلژیکی و کلایدزدیل اشاره کرد.[۹۷] برخی از این اسب‌ها مانند پرچرون سبک تر و چابک ترند و در کشیدن بار یا شخم زدن زمین در اقلیم خشک به کار می‌آیند.[۹۸] دیگران مانند شایر آرام‌تر و نیرومندترند و برای شخم زدن خاک‌های رسی کاربرد دارند.[۹۹] برخی اسبچهها هم در دستهٔ خونسردها جای می‌گیرند.[۱۰۰]
اسب‌هایی چون تراکهنر و هانوفری اسب‌هایی «خون‌گرم» دانسته می‌شوند. اسب‌های خون‌گرم از جفت‌گیری اسب‌های بارکش و جنگی اروپایی با اسب‌های سبک عربی پدید آمدند. از ترکیب این دو، اسب‌هایی دونده با اندازه‌ای بزرگ‌تر و خویی آرام‌تر از اسب‌های پرحرارت پدید آمد.[۱۰۱] اسبچه‌های با ویژگی خون‌گرم برای سوارکاران با اندام کوچکتر پرورش داده می‌شوند.[۱۰۲] خون‌گرم‌ها به عنوان «اسب سبک» یا «اسب سواری» دانسته می‌شوند.[۹۱]
در حالت کلی اسب خون‌گرم از جفت‌گیری اسب خونسرد با اسب پرحرارت بدست می‌آید[۱۰۳] اما امروزه عبارت خون‌گرم بیشتر برای اشاره به زیرمجموعه‌ای از اسب‌های مسابقه که برای شرکت در مسابقهٔ درساژ و پرش با اسب تمرین می‌بینند بکار می‌رود.[۱۰۴] اسب‌هایی چون Cleveland Bay و Irish Draught همگی خون‌گرمند.[۹۳]
خواب
هنگامی که یک اسب برای استراحت می‌نشیند دیگری ایستاده و بیدار، یا در حالت چُرت سبک و مراقبت پیرامون است.
اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده و نشسته بخوابند. آن‌ها به دلیل زندگی در دنیای آزاد پیشفرض یاد گرفته‌اند که چگونه به خواب سبک روند در حالی که ایستاده‌اند و درحال چرت زدن بر زمین نیفتند.[۱۰۵] یک اسب هنگامی که در یک دسته با دیگر اسب‌ها است بهتر می‌خوابد چون در این هنگام برخی به خواب می‌روند و برخی دیگر آماده و بیدارند و نگهبانی می‌دهند. اگر اسب تنها گذاشته شود نمی‌خوابد چون به صورت غریزی یاد گرفته است که مراقب خطر باشد و پیرامون را نگاه کند.[۱۰۶]
برخلاف انسان، اسب‌ها در یک ساعت بخصوص و پیوسته به خواب نمی‌روند بلکه در بازه‌های زمانی کوتاه می‌خوابند. یک اسب از چهار تا پانزده ساعت در روز می‌تواند ایستاده استراحت کند و از چند دقیقه تا چند ساعت ممکن است نشسته باشد. یک اسب در ۲۴ ساعت شبانه روز ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت در خواب باشد[۱۰۶] و بیشتر به صورت بازه‌های کوتاه ۱۵ دقیقه‌ای به خواب برود.[۱۰۷] به صورت میانگین یک اسب خانگی (اهلی) ۲٫۹ ساعت در روز خواب است.[۱۰۸]
اسب‌ها نیاز دارند که به صورت نشسته به خواب روند و حرکت تند چشم در خواب را داشته باشند. آن‌ها هر چند روز یک بار باید دست کم یک تا دو ساعت به صورت نشسته بخوابند و به این حالت برسند.[۱۰۶] اگر به اسب اجازهٔ نشستن و استراحت داده نشود پس از چند روز دچار کمبود خواب می‌شود و گاهی هم ممکن است ناگهانی بر زمین افتد چون بدون آنکه بخواهد در حالت ایستاده به خواب عمیق (حرکت چشم در خواب) رفته است و تعادلش را از دست می‌دهد.[۱۰۹] این وضعیت با اختلال حملهٔ خواب که برخی اسب‌ها به آن دچارند، متفاوت است.[۱۱۰]
اهلی‌سازی
اهلی‌سازی اسب به احتمال بسیار در ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در آسیای میانه انجام شد. دو منبع اصلی برای آگاهی بر اینکه این جانور چه هنگام و کجا برای نخستین بار اهلی شدند در دسترس هستند. نخست، یافته‌های دیرینه‌شناسانه و باستان‌شناسانه و دوم مقایسه میان دی‌ان‌ای به دست آمده از اسب‌های امروزین با آنچه از استخوان‌ها و دندان‌های بازمانده اسب‌های باستانی یافت شده است.
کهن‌ترین یافته‌های باستان‌شناسانه برای اهلی‌سازی اسب به ۴۰۰۰–۳۵۰۰ سال پ. م. در اوکراین و قزاقستان باز می‌گردد.[۱۱۱][۱۱۲] تا سال ۳۰۰۰ پ. م.، اسب ه صورت کامل اهلی شده بود و تا سال ۲۰۰۰ پ. م. رشد بسیاری در تعداد استخوان‌های اسب یافت شده در مناطق مسکونی انسان‌ها در شمال شرقی اروپا دیده می‌شود؛ چیزی که نشان از گسترش اهلی‌سازی اسب در سرتاسر قاره سبز دارد.[۱۱۳] تازه‌ترین شواهد از اهلی‌سازی اسب‌ها مربوط به استخوان‌های اسب یافته شده در کنار ارابههای درون گورهای متعلق به فرهنگ‌های سینتاشتا و پتروفکا در ۲۱۰۰ پ. م. هستند.[۱۱۴]
اهلی‌سازی همچنین از روی مقایسه ویژگی‌های ژنتیکی اسب‌های امروزین و آنچه از استخوان‌ها و دندان‌های باقی‌مانده از اسب‌های کهن، بررسی شده است. دگرگونی‌ها در درون‌مایه‌های ژنتیکی نشان می‌دهند که تعداد بسیار کمی از اسب‌های نر وحشی در ترکیب کنونی اسب‌های امروزین نقش داشته‌اند.[۱۱۵][۱۱۶] در حالی است که بسیاری از اسب‌های ماده بخشی از گله‌های اهلی‌شده بوده‌اند.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹] این مسئله در دگرگونی ژنتیکی میان دی‌ان‌ای‌هایی که از راه پدران منتقل شده‌اند (کروموزوم Y) با آنچه از سوی مادران منتقل شده‌اند (دی‌ان‌ای میتوکندریایی) نمود دارد. در مورد اسب، میزان بسیار کمی از تغییرات کروموزوم‌های Y دیده می‌شود،[۱۱۵][۱۱۶] ولی تغییرات دی‌ان‌ای میتوکندریایی بسیار بالایی وجود دارد.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹] همچنین، تغییرات محلی در دی‌ان‌ای میتوکندریایی دیده می‌شود که به دلیل تعلق ماده‌های وحشی به گله‌های محلی بوده است.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹][۱۲۰] دیگر نشانه اهلی‌سازی، افزایش در دگرگونی‌های رنگ پوست است. این دگرگونی و تنوع در رنگ پوست اسب‌ها میان ۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد رخ داد.[۱۲۱]
نژادهای مختلف
نژادهای اسب
نژادهای گوناگون اسب به دلیل نیاز به دارا بودن ویژگی‌های مشخص در اندامشان، که برای انسان‌ها سودمند بودند، پدید آمدند.[۱۲۲] از این رو، نژادی خالص‌شده اما قوی‌هیکل همچون اندلوس برای مصارف باربری و سواری - و البته با تمایل به انجام درساژ - شکل گرفت.[۱۲۲] اسب‌های سنگین‌وزن به دلیل نیاز به انجام کارهای سنگین در کشتزارها و کشیدن گاریهای سنگین پرورش یافتند.[۱۲۳] دیگر نژادها نیز برای کارهای سبک کشاورزی، سوارکاری و ورزش، یا صرفاً زیبایی و به عنوان جانور خانگی پرورش یافتند.[۱۲۴] بعضی نژادها حاصل ترکیب نژادهای گوناگون در طی صدها سال هستند ولی نیاکان بعضی دیگر یک نر مولد مشخص یا تعداد محدودی مولد آغازین بوده‌اند. در غرب، این روند انتقال ویژگی‌ها از یک والد به نسل پس از خود در دفترچه‌هایی ویژه به ثبت می‌رسید. از قدیمی‌ترین این دفترچه‌ها می‌توان به دفترچه عمومی پرورشگاه اشاره کرد که دفتری شجره‌نامه‌وار از اسب‌های گوناگون بود که در سال ۱۷۹۱ آغاز به ثبت کرد.[۱۲۵]
امروزه بیش از ۳۰۰ نژاد گوناگون اسب در جهان وجود دارند.[۱۲۶]
پیشینه
امروزه در سراسر جهان اسب‌ها در کاربردهای تفریحی، ورزشی و... دیده می‌شوند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد برآورد کرده بود که تا سال ۲۰۰۸ نزدیک به ۵۹،۰۰۰،۰۰۰ اسب در سراسر جهان زندگی کند که ۳۳،۵۰۰،۰۰۰ آن، از آن آمریکا، ۱۳،۸۰۰،۰۰۰ از آن آسیا، ۶،۳۰۰،۰۰۰ از آن اروپا و درصد کمتر آن‌ها از آن آفریفا و اقیانوسیه باشد. برآورد شده است که ۹،۵۰۰،۰۰۰ اسب تنها در ایالات متحدهٔ آمریکا زندگی می‌کند.[۱۲۷] سازمان‌های آمریکایی دریافته‌اند که فعالیت‌های اقتصادی در ارتباط مستقیم با اسب سرمایه‌ای نزدیک به ۳۹ میلیارد دلار را در این کشور جابجا می‌کند که با افزودن فعالیت‌های در ارتباط غیر مستقیم با اسب این رقم به ۱۰۲ میلیارد دلار می‌رسد.[۱۲۸] در یک نظر سنجی که در سال ۲۰۰۴ از سوی انیمال پلانت با شرکت ۵۰،۰۰۰ نفر از ۷۳ کشور برگزار شد، اسب‌ها رتبهٔ چهارمین حیوان دوست داشتنی مردم را از آن خود کردند.[۱۲۹]
کاربرد روان‌درمانی
افراد در سن‌های گوناگون با ناتوانی‌های جسمی و روانی پس از همراهی با اسب از نتیجه‌های مثبتی بهره مند شده‌اند. سواری پزشکی اسب باعث می‌شود تا افراد از دید روحی و جسمی برانگیخته شوند و به از راه کمک در نگه داشتن تعادل و راستا به زندگی بیماران کمک می‌کند؛ اعتماد به نفس آن‌ها بالا می‌رود و حس خوبی از آزادی و استقلال به آن‌ها دست می‌دهد.[۱۳۰]
 اسب نیز در ورزش هایی مانند چوگان استفاده می شود.
اسب حیوانی است که بیشترین پیشینهٔ همراهی در جنگ را داشته است. نخستین نشانه‌های همراهی اسب در جنگ به سال‌های ۴۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد باز می‌گردد.[۱۳۱] تا اینکه در پایان عصر برنز همراهی اسب در جنگ فراگیر شده است.[۱۳۲][۱۳۳] با گسترش فناوری، ابزارها جایگزین اسب شده‌اند اما همچنان در برخی ارتش‌ها کاربردهای محدودی برای اسب دیده می‌شود. این کاربرد بیشتر برای جشن‌ها یا برای شناسایی و ترابری در منطقه‌هایی با زمین خشن است. در سدهٔ ۲۱ میلادی در نبرد دارفور، نیروی نظامی جنجوید از اسب استفاده کرده‌اند.[۱۳۴]
محصولات
مواد خام فراوانی از اسب بدست می‌آید که دسته‌ای از آن‌ها از اسب زنده و دسته‌ای دیگر پس از کشتن اسب بدست می‌آید.
شیر اسب ماده از محصولاتی است که از اسب زنده بدست می‌آید. مردمانی که گله‌های پُرشمار اسب دارند مانند مغول‌ها شیر اسب را می‌دوشند و کومیس می‌گیرند.[۱۳۵] در دوره‌ای خون اسب هم به عنوان یک منبع غذایی مناسب مورد توجه مغول‌ها و برخی قبیله‌های کوچ‌نشین بود. نوشیدن خون اسب‌های خود به مغول‌ها امکان می‌داد تا برای مدت طولانی بدون توقف برای خوراک، سفر کنند.[۱۳۵] داروی استروژن کونژوگه دارویی است که استروژن دارد و از ادرار مادیان باردار بدست می‌آید. این دارو در گذشته به عنوان جایگزین هورمونی کاربرد داشت.[۱۳۶] موی دم اسب در ساخت آرشهٔ سازهای زهی مانند ویولن، ویولا، ویولونسل، کنترباس و کمانچه مورد نیاز است.[۱۳۷]
سالیان دراز گوشت اسب خوراک انسان و درندگان بوده است. امروزه گوشت اسب در بسیاری نقاط جهان خورده می‌شود در حالی که در برخی فرهنگ‌ها، یک پَرهیزه[۱۳۸] و در برخی جاها یک چالش سیاسی دانسته می‌شود.[۱۳۹] چرم اسب در ساخت کفش، دستکش، ژاکت،[۱۴۰] توپ[۱۴۱] و لباس بیسبال به کار گرفته می‌شود. سُم اسب‌ها هم در ساخت چسب حیوانی[۱۴۲] و استخوان اسب در ساخت برخی ابزارها به کار می‌آید.[۱۴۳] بویژه در آشپزی ایتالیایی درشت‌نی اسب را تیز می‌کنند و آن را spinto می‌نامند و با کمک آن آماده بودن ژامبون (خوک) را بررسی می‌کنند.[۱۴۴].
نگهداری
اسب‌ها حیوان‌هایی اند که به چرا می‌روند. خوراک اصلی یک اسب علوفهٔ با کیفیت است که از یونجهٔ خشک یا چراگاه فراهم شده است.[۱۴۵] یک اسب روزانه ۲ تا ۲٫۵ درصد از وزن بدنش را غذای خشک می‌خورد. در نتیجه یک اسب ۴۵۰ کیلوگرمی بزرگسال روزانه تا ۱۱ کیلوگرم غذا می‌خورد.[۱۴۶] گاهی به جای علف به آن‌ها دانه‌های غلات که مغذی ترند داده می‌شود بویژه اگر اسب جنب و جوش زیادی داشته باشد.[۱۴۷] هنگامی که به اسب غلات داده می‌شود هم باید همچنان ۵۰ درصد یا بیشتر از خوراک روزانه اش علف باشد.[۱۴۸]
اسب‌ها باید به فراوانی آب پاکیزه در اختیار داشته باشند. یک اسب روزانه ۳۸ تا ۴۵ لیتر آب می‌نوشد.[۱۴۹] با اینکه اسب‌ها می‌توانند به تنهایی بیرون، زندگی کنند با این حال به سرپناهی در برابر باران و باد نیازمندند. این سرپناه می‌تواند یک جای سرپوشیدهٔ معمولی تا یک اصطبل پیشرفته باشد.[۱۵۰]
سلامت سُم اسب همواره باید بررسی شود و یا نعل آن دیده شود. همچنین زدن واکسن برای پیشگیری از بیماری‌های ویروسی و معاینهٔ دندان‌ها توسط یک دامپزشک یا یک متخصص دندان خانوادهٔ اسبیان، ضروری است.[۱۵۱] اگر اسب‌ها بیرون برده نمی‌شوند برای سلامت روح و ورزش بدنشان باید تمرین و حرکت روزانه داشته باشند.[۱۵۲] و اگر بیرون برده می‌شوند باید آن ناحیه دارای امنیت خوبی باشد و نرده‌های محکم در پیرامونش باشد.[۱۵۳] بُرس کشیدن مرتب بدن اسب، برای رشد بهتر موهای بدنش و سلامت پوستش مناسب است.[۱۵۴]

  • ۰
  • ۰

برای مراقبت از گوش چه کارهای دیگری را باید انجام دهیم
1. از پاک کردن گوش با اشیای خارجی نظیر کلید، چوب کبریت و گوش پاک کن جدا خودداری کنید زیرا یکی از موارد عفونت گوش خارجی  است.
2. جرم موجود در گوش دارای خاصیت چربی و اسیدی است، چربی موجود در گوش از ترک خوردن پوست گوش جلوگیری کرده و سبب نرمی پرده آن می‌شود. خاصیت اسیدی جرم موجود در گوش از رشد قارچ‌ها و باکتری‌ها در گوش نیز پیشگیری می‌کند. بنابراین نباید جرم گوش را پاک کرد حتی بوسیله گوش پاک کن.
3. از قرار گرفتن در معرض سروصدای زیاد خودداری نمائید زیرا باعث کم شدن قدرت شنوایی و بروز اختلالاتی در اعضای مختلف بدن می گردد. اگر ناچار به کار کردن در محیط پر سر و صدا هستید ، حتما از پلاگ‌های مخصوص گوش و گوشی های محافظ گوش استفاده کنید.
4. دردها و عفونت های گوش را جدی بگیرید و در اسرع وقت به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه نمایید.
5. درصورت خارش گوش از خاراندن آن پرهیز نموده و به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه نمایید
6. . از ورود عمدی آب و مواد شوینده مانند شامپوها به داخل مجرای گوش در حین استحمام اجتناب کنید همچنین از شنا کردن در آبهای آلوده بپرهیزید.
7. از گوش پاک کن برای خشک کردن گوش‌ها بعد از هر استحمام اجتناب کنید. بعد از استحمام با جریان دادن هوای گرم و ملایم سشوار به مدت دو دقیقه از فاصله نیم متری به سمت گوش‌ها آنها را خشک کنید.
8. در صورتیکه نوزاد تاسن هشت ماهگی در برابر صدا هیچگونه عکس العملی نشان ندهد یا تا دو سالگی حرف زدن را شروع نکند باید به قوه شنوایی وی مشکوک شد همچنین اگر نوزاد بیقرار باشد ،سعی در خاراندن گوش کند ، تب شدید و گریه داشته باشد باید به گوش درد نوزاد مشکوک شد و با پزشک مشورت کرد.
9.   – گوش خارجی را در برابر تغییرات جوی محافظت کنید زیرا ممکنست دچار آفتاب سوختگی ویا سرمازدگی گردد.
10. در صورت‌ ورود اجسام‌ خارجی‌ در گوش‌، اول‌ سعی‌ نمایید با قرار دادن‌ گوش‌ به‌ سمت‌ پایین‌ و تکان‌ دادن‌ آرام‌ سر و لاله‌ گوش‌ آن‌ را خارج‌ نمایید. در صورتی‌ که‌ با این‌ اقدامات‌ موفقیت‌ حاصل‌ نگردید از سایر اقدامات‌ و دست‌ گاری‌ جداً خودداری‌ نمایید. زیرا ممکنست‌ سبب‌ آسیب‌ به‌ پرده‌ گوش‌ و یا بدتر شدن‌ وضعیت‌ شود. در این‌ حالت‌ باید سریعاً به‌ پزشک‌ مراجعه‌ نمود.
11. جهت‌ تسکین‌ گوش‌ درد، هرگز از دود سیگار و یا مواد مخدر استفاده‌ ننمایید.